شيخ محمد شعيب

10

مرآت الاولياء ( فارسى )

زمين نبات بصفاى احوال ايشان مىرويد " « الف » و در كشف المحجوب و غيره آورده است كه چهار هزار اولياءاند ، ايشان مكتومان‌اند و ايشان يكديگر را نشناسند و جمال حال خود ندانند و سيصد تن ديگر از سرهنگان درگاه حق‌اند كه ايشان را اخيار گويند و چهل تن ديگر را ابدال خوانند و هفت ديگر را ابرار گويند و چهار ديگر را اوتاد نامند و سه ديگر را نقباء گويند و دو ديگر را امامان گويند و امامان در يمين و يسار قطب باشند و يكى را قطب و غوث نامند و اين جمله يكديگر را بشناسند و با هم محتاج باشند و جماعت ديگر را مفردان گويند كه ايشان از جمله ممتاز و بىنيازاند و عدد ايشان طاق باشد و مرتبهء ايشان ما بين نبوت و صديقيت است « ب » و در سلك سلوك ابو تراب نخشبى ( ر ح ) آورده است كه سيصد تن از بندگان خداى كه دلهاى ايشان مانند دل آدم عليه الصلاة و السلام است و هفتاد تن‌اند كه دلهاى ايشان مانند دل نوح عليه الصلاة و السلام است و چهل تن‌اند كه دلهاى ايشان مانند دل موسى عليه السلام و هفت تن‌اند كه دلهاى ايشان مانند دل ابراهيم عليه السلام و پنج تن‌اند كه دلهاى ايشان مانند دل جبرائيل عليه السلام و سه تن‌اند كه دلهاى ايشان مانند دل ميكائيل عليه السلام و يكى را دل مانند اسرافيل عليه السلام است . چون آن يكى بميرد از آن سه يك را به درجهء او رسانند ، چون از آن سه يك بميرد از آن پنج يك را به مرتبهء او رسانند و چون از آن پنج يك بميرد از آن هفت يك را به درجهء او رسانند و چون از آن چهل يك بميرد از آن هفتاد يك را به درجهء او رسانند و چون از آن هفتاد يك بميرد از آن سيصد يك را به درجهء او رسانند و چون از آن سيصد يك بميرد از عام خلق يكى را بر جاى او نشانند و آن سيصد را اتقياء گويند و آن هفتاد را نجباء گويند و آن چهل را ابدال خوانند و آن هفت را اخيار خوانند و آن پنج را اعماد گويند و آن سه را اوتاد گويند و آن يك را غوث نامند و معني نجيب پوست بر پوست را

--> ( الف ) رجوع كنيد به كشف المحجوب مؤلفه شيخ على بن عثمان الهجويرى تصحيح و تحشيه على قويم طبع مركز تحقيقات پاكستان و ايران اسلام‌آباد 1398 ه باب فى اثبات الولاية ص 190 - 191 . ( ب ) كشف المحجوب ص 191 .