شيخ محمد شعيب

11

مرآت الاولياء ( فارسى )

گويند چنان كه ميوهء چهارمغز پس گويا كه پوست اول شريعت است و پوست دوم طريقت است و پوست سوم حقيقت است و مغز معرفت است . پس معلوم باد كه تا كسي بر شريعت آراسته نباشد بمعرفت نرسد زيراكه ابتداء و انتهاى هر چيزى متابعت حضرت رسالت‌پناه صلى اللّه عليه و آله و سلم است چنان كه اول پوست پيدا شود پس مغز و ايضا نجيب گرامى شده را گويند و نجباء جماعت و انتجاب برگزيدن را گويند و نقيب ستودهء مردم در نيك افعال و اقوال و درنده « الف » و بهترين قوم و نقباء جماعت و ايضا نقيب نفسى را گويند كه محمود صفات باشد چنان كه سگى بر در صاحب خفته باشد و مردم را به بانگ نه آزارد او را نيز نقيب گويند و مردى نيك‌رو را نيز گويند و مرد نيك و دانا و ناگاه ديدن كردن با كسى و نقيب در شهرها گشتن را نيز گويند و اوتاد ميخها را گويند و نيز كسى را كه ذكر خود هميشه از دست ندهد و ابدال ديگر كردن را گويند ، قوله تعالى « بدله من الخوف امنا » « ب » يعنى از خوف بسوى امن برآمد و ايضا ابدال قوم من الصّلحين لا يخلوا الدّنيا منهم اذا مات احدهم بدل اللّه تعالى مكانه به آخر يعنى چون يكى بميرد بر جاى او ديگرى را مىنشانند و اعماد ستون را گويند و غوث فريادرس را گويند و غوث از مرتبه و احوال اين مذكورين خبر دار باشد و ايشان از مرتبه و احوال او خبر ندارند چنانچه در ارشاد الطالبين حضرت مولانا آخوند درويزه عليه الرّحمة و الغفران مسطور است و اين فقير نيز اميدوار است كه اللّه تعالى به بركت اين طائفه شريفه رحمهم اللّه تعالى در دنيا و آخرت توفيق عمل نيك و نجات و رستگارى بخشد و از كمترين خادمان شمارد و در زمرهء درويشان برانگيزد و از توجه ايشان سلامتى ايمان نصيب گرداند بمنّه و كرمه شعر : از عمل خويش ندارم اميد * بر كرم اوست مرا اعتميد « ج »

--> ( الف ) قياسا برگزيده ( ب ) وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً ( التّوبة : 55 ) ( ج ) اعتميد اماله اعتماد است يعنى ميل دادن فتحه بكسره به‌طورىكه الف صورتى پيدا كند .