ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
31
الفهرست ( فارسى )
كه در شهرهاى آنان رفت و آمد كرده بود به من گفت : اين مردم را تقريبا دويست گونه خط است ، و چيزى كه در آنجا ديدم بتى از روى « 1 » بود كه در دارالحكومه قرار داشت و مىگفتند صورت « بد » « 2 » است و آن شخصى بود كه بر كرسى نشسته و يكدست خود را بر عدد سى گره زده داشت « 3 » و بر آن كرسى خطى ديده مىشد كه نمونهء آن اينست : شخص نامبرده مىگفت : آنان بيشتر با نه حرف مىنويسند ، بدينگونه : كه ابتداى آن ا ، ب ، ج ، د ، ه ، و ، ز ، ح و ط است ؛ بطاء كه رسيدند به حرف اول برمىگردند و زير آن يك نقطه مىگذارند بدينگونه : كه مىشود : ى ، ك ، ل ، م ، ن ، س ، ع ، ف ، ص . كه ده بده افزايش مىيابد ، و بصاد كه رسيدند بدينگونه مىنويسند و زير هر حرف دونقطه مىگذارند . كه مىشود . ق ، ر ، ش ، ت ، ث ، خ ، ذ ، ظ و بظاء كه رسيدند حرف اول اصل را كه آ است اينطور ( آ . ) سه نقطه زير آن مىگذارند و بدينترتيب تمام حروف معجم را آورده و هرچه خواهند مىنويسند .
--> ( 1 ) در متن ( صنما صفرا ) آمده و صفر بمعنى روى ، برنج و طلاست و مراد گوينده ظاهرا بتى از طلا بوده است . ( 2 ) بد در كتب اسلامى بمعنى بودا مؤسس آئين بودايى هند ، و بمعنى بت و بمعنى بتخانه آمده است ( برهان قاطع ج 1 ص 242 حاشيهء 2 ) . ( 3 ) عقد الانامل حسابى است كه در قديم معمول بود و پايهء آن بر بند انگشت و خود انگشتان دست قرار دارد و آن را قواعد مخصوص است مثلا قاعدهء عشرات آنست كه براى عدد ده سر ناخن سبابه دست راست را بر بند انگشت ابهام مىگذارند ، چنان كه يك حلقه گرد به نظر مىآيد ؛ و براى عدد بيست دست راست را بر بند انگشت ابهام مىگذارند ، و براى عدد سى ابهام را راست نگه مىدارند و سه بند انگشت سبابه را بر طرف آن قرار دهند . براى بدست آوردن ساير قواعد اين حساب رجوع شود به مجمع البحرين و مجلهء ماهانهء فرهنگ جهان شمارهء اول سال اول ص 21 و شمارهء 5 ص 183 بقلم آناى تقى مدرس چهاردهى .