ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
19
الفهرست ( فارسى )
كم قد هزمت به جليسا مبرما * لا يستطيع له الهزيمة عسكر « 1 » محمد « 2 » گويد : در « كتاب الاوصاف و التشبيهات » خود اين معنى را با چيزهائى كه در رديف آن بود در مقالهء « الكتابة و ادواتها » شرح دادهام . سخن درباره قلم سريانى تيادورس در تفسيرى كه از سفر اول تورات كرده است گويد : خداوند تبارك و تعالى به زبان نبطى « 3 » كه فصيحترين زبان سريانى است « 4 » با آدم سخن گفت ؛ و مردم بابل نيز به همان زبان سخن مىگفتند ؛ و هنگامى كه خداوند زبانها را بهم درآميخت و مردم بهر گوشه و كنارى پراكنده شدند ، زبان اهل بابل به حال خود باقى ماند . ولى آن زبان نبطى كه روستايان با آن سخن گويند سريانى شكستهايست كه استقامت لفظ ندارد . ديگرى غير از تيادورس گويد : زبانى كه در كتابت و خواندن متداول بود همان زبان فصيح نبطى بود و بعد علماء ، زبان مردم سوريا و حران « 5 » و همچنين خط سريانى و ساير خطوط را از آن استخراج كرده و مصطلح خود قرار دادند . ديگرى گويد : در يكى از انجيلها يا در يكى از ساير كتابهاى نصارى چنين آمده است كه فرشتهاى بنام سيمورس نوشتن سريانى را بهمينگونه كه نزد نصرانيان متداول است به آدم آموخت . مردم سوريا داراى سه نوع خطند : مفتوح ، كه به آن اسطرنجالا گويند و از ساير خطوط بهتر و نيكوتر است و آن را خط الثقيل نيز خوانند و شباهت بخطوط مصاحف دارد ، و تحرير المحقق « 6 » كه آن را اسكولينا و شكل مدور نيز خوانند ، و بقلم وراقان شبيه است . و سرطا كه با آن نامهنگارى كنند و نظير آن در عربى قلم رقاع است . اين است نمونه خط سريانى . . . « 7 »
--> ( 1 ) و اى بسا همنشين ستيزهكنندهء را كه با آن از ميدان برون انداختم و حال آنكه لشكرى نمىتوانست او را فرار دهد . ( 2 ) محمد در اينجا همان محمد بن اسحاق النديم است كه مؤلف كتاب الاوصاف و التشبيهات نيز مىباشد . ( 3 ) نبط بمعنى چشمه آب و نيز گروهى از ايرانيانند كه در بطائح ، و زمينهاى عراق ساكن بودند و چون آب فراوانى داشتند آنان را نبطى خواندند ( اقرب الموارد ) . ( 4 ) « ف » : و هو افصح من اللسان السريانى « جب » : و هو افصح - اللسان السريانى . ( 5 ) حران از شهرهاى قديم بين النهرين است كه امروز از آن جز دهكدهيى چيزى نمانده است و اين شهر مركز صابئيان بود ( قاموس الاعلام تركى ) . ( 6 ) « ف » المخفف . ( 7 ) در حاشيه « جب » اين عبارت ديده مىشود : « اخللناكما وجدنا فى الدستور و كذاك فى جميع - الكتاب » و جاى نمونهء خط سريانى سفيد است و در بسيارى از جاهاى اين كتاب ذكر مطلب يا نام شخص يا نام كتاب سفيد گذاشته شده ، و پيداست كه مؤلف هنگام تأليف ، آن مطلب يا نام را حاضر نداشته و جاى آن را خالى گذاشته است و بعد ناسخان نيز اين موضوع را رعايت نمودهاند .