ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
295
الفهرست ( فارسى )
( بن خالد طويل ، استاد ابو هذيل است . و ابو حفص عمر بن ابو عثمان سمرى است كه كتاب ) ( التفسير را از عمرو ، و حسن روايت كرده است ) . ( ابو هذيل علاف ) ( ابو هذيل محمد بن هذيل علاف ، برده عبد القيس ، و فرزند عبد اللّه بن مكحول عبدى ) ( است . و در سال يكصد و سى و يك ، و بقولى ، يكصد و سى و چهار به دنيا آمده ، و از عثمان بن ) ( خالد طويل علم كلام را آموخته است . و اصل ، و عمرو را نديده . و ابو العيناء وفات او را ) ( در سامراء بسال دويست و بيست و شش ، در سن يكصد و چهارسالگى دانسته است . از خود ) ( ابو هذيل كه تاريخ ولادتش را پرسيدند ، گفته است . در سال يكصد و سى و پنج بوده ، و در ) ( يكوقت ديگر كه همين پرسش را از او كردهاند ، گفته است : پدر و مادرم مىگفتند زمانى كه ) ( ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن كشته شد ، من ده سال داشتم . و ابراهيم در سال چهل و پنج كشته ) ( شده ، و از اين گفته ابو هذيل چنين فهميده مىشود كه تولدش در سال يكصد و سى و پنج بوده ) ( است . ) ( ابو هذيل در آغاز خلافت متوكل . سال دويست و سى و پنج وفات يافت و در آنوقت ) ( يكصد سال از عمرش گذشته بود ، و در اواخر عمر كودن شد ولى نه به آن اندازه كه اصول ) ( و مبانى مذهب را فراموش كرده باشد ، منتهى ديگر توانائى مناظره و محاجه را با مخالفان ) ( نداشته و قوت حافظه را از دست داده بود . گويند فرزندى از صالح بن عبد القدوس وفات ) ( يافته و او را بىتابى و لابه بسيارى بود . ابو هذيل براى دلداريش رفته ، و چون ) ( بىتابى او را ديد ، بوى گفت من هيچ موجبى براى اين اندازه بىتابى و لابهء تو نمىبينم ، ) ( زيرا در پيش تو انسانها همچو علف روئيده هستند ، صالح در جواب گفت : اى ابو هذيل ، ) ( بىتابى من براى آنست كه او كتاب الشكوك مرا نخوانده بود . ابو هذيل گفت : كتاب - ) ( الشكوك كدامست ، صالح گفت ، كتابى است كه من تأليف كردهام ، و هركس آن را بخواند ، ) ( در هر موجودى به شك درآيد ، بدرجه كه آن را موجود نداند ، و در چيزهائى كه وجود ) ( ندارد ، آن را موجود پندارد . ابو هذيل گفت : پس تو هم در مرگ پسرت به شك درآى ، و ) ( آن را نمرده بدان ، گو آنكه مرده باشد . و نيز خيال كن كتاب الشكوك تو را قرائت كرده ، ) ( و لو آنكه آن را نخوانده است ) . ( ابو هذيل كتابى بنام ميلاس دارد ، و ميلاس گبر بود ، و ازآنجهت اسلام آورد كه ابو هذيل ) ( را با گروهى از ثنويان يك جا جمع كرده ، و ابو هذيل آنان را مجاب نموده ، و براى همين ) ( امر ميلاس اسلام آورد . ابو هذيل فرزندى بنام هذيل داشت كه از متكلمان بود ، ولى تأليفى ) ( نداشت . )