ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
291
الفهرست ( فارسى )
( نام كسانى كه عدل و توحيد ) ( از آنان گرفته شد ) ( به خط ابو عبد اللّه بن عبدوس خواندم : كه ابو الحسن احمد بن يحيى بن على بن يحيى ) ( منجم ، از قول پدرش ، و عموهايش احمد و هارون نقل كرده است كه ابو يعلى زرقان ، نامش ) ( محمد بن شداد ، و مصاحب ابو هذيل علاف - محمد بن هذيل علاف - به من گفت كه ابو هذيل ) ( علاف مىگفت عدل و توحيد را از عثمان طويل - معلمش آموخته ، و از قول عثمان نقل ) ( كرد كه آن را از و اصل بن عطا آموخته ، و و اصل آن را از هاشم بن عبد اللّه بن محمد بن حنفيه ، ) ( و عبد اللّه نيز از پدرش محمد بن حنفيه آموخته ، و محمد به او گفته بود كه آن را از پدرش ) ( على عليه السلام و پدرش از رسول اللّه عليه السلام آموخته ، و رسول اللّه به او گفته بود كه جبرئيل )
--> صفاتى است قديمى و معانى قائم به آنچه . اگر صفات را در قدمت كه مختص به اوست . شريك دانيم پس در الوهيت نيز شركت خواهد داشت . و معتزليان واصليه اساس مذهب خود را بر چهار قاعده استوار دانستهاند . قاعدهء اول : نفى صفات بارى از علم و قدرت و اراده و حيات است و اين سخن از همان ابتدا پخته و استوار نبود ، ولى و اصل بن عطاء تشريع خود را بر ظاهر اين گفته قرار داد كه محال بودن وجود دو خداوند ازلى و قديمى متفق عليه همه است ، و مىگفت كسى كه معنى و صفت قديمى را ثابت داند قائل بثابت بودن دو خدا مىباشد . قاعدهء دوم : قول به قدر است . و و اصل بر اين قاعده ، بيشتر از قاعده صفات پافشارى داشته و مىگفت : خداوند تبارك و تعالى حكيم و عادل بوده ، و جايز نيست كه شر و ظلم به او نسبت داده شود ، چنان كه جايز نيست از بندگانش چيزى بر خلاف امرش بخواهد و آنان را به چيزى حكم كند سپس آنها را براى همان كار مجازات نمايد . بنابراين بندگان خدا خودشان فاعل خير و شر ، و ايمان و كفر ، و طاعت و معصيت بوده و جزاى عمل خود را مىبينند . و خداوند آنها را به اين كار توانائى بخشيده ، و كارهايشان در دائرهء حركات و سكنات و اعتماد و نظر و علم محصور مىباشد . قاعده سوم در قول : بمنزلهء بين المنزلتين . و قاعدهء چهارم دربارهء دو جبهه جنگ جمل . و دو جبهه جنگ صفين است . و براى احاطه كامل بنظريات معتزله رجوع شود ( ملل و نحل شهرستانى ج 1 - صفحات 57 تا 66 و سائر فرق معتزله ) . اساوره گروهى از ايرانيانند كه مقيم بصره بودند و ابو يونس از آن گروه بود ( المنجد و معجم البلدان ) .