ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

290

الفهرست ( فارسى )

( نامى خواند . خوارج « 1 » آنها را كافر و مشرك و در عين حال فاسق ناميدند . مرجئه « 2 » گفتند ) ( آنها مؤمنند و مسلمان ، ولى فاسق هستند . زيديه « 3 » و اباضيه « 4 » آنان را كافر بنعمت دانسته ، و ) ( گفتند نه مشركند و نه مؤمن ، بلكه فاسقند . پيروان حسن آنان را منافق و فاسق دانستند ) ( معتزله تمامى اين اختلافات را كنار گذاشته ، و گفتند ما همان را مىگيريم كه همه بر آن ) ( اتفاق دارند ، و آنان را فاسق مىخوانيم ، و ديگر بموارد اختلافشان از : كفر و ايمان و نفاق ) ( و شرك كارى نداشته و آن را بكنار مىگذاريم ) . ( ابو بكر بن اخشيد گويد : گروهى گفته‌اند كه در زمان حسن اعتزال را بمعتزليان ) ( بستند ، در صورتى كه اين مطلب صحيح نبوده ، و ما همچنين روايتى نكرده‌ايم ، و مشهور ) ( در نزد علماء ما اين است كه بعد از حسن اين نام پيدا شده ، و سببش هم اين بود كه پس ) ( از وفات حسن قتاده بجاى او نشست . و عمرو بن عبيد با چند نفر ديگر از او كناره ) ( گرفتند ، و قتاده آنها را معتزله خواند . عمرو كه خبردار شد اين كلمه را پسنديده و رضايت ) ( خود را آشكار ساخته و بپيروان خود گفت : اعتزال را خداوند در كتاب خود ستوده ، و ) ( اين اتفاق خوبى بوده ، و شما هم آن را قبول نمائيد ) . ( اول كسى كه در قدر و عدل ) ( و توحيد سخن راند ) ( بلخى گويد : اول كسى كه در قدر و اعتزال « 5 » سخنرانى كرد ، ابو يونس اسوارى يكى ) ( از اساوره « 6 » و معروف بسنسويه بود ، و معبد جهمى از وى پيروى داشت . و گويند سليمان بن ) ( عبد الملك نيز سخنانى در اين‌باره دارد ) .

--> ( 1 ) نام گروهى است كه در جنگ صفين بر امير المؤمنين عليه السلام شوريدند ( ملل و نحل شهرستانى . ج 1 ص 170 ) . ( 2 ) نام گروهى است كه عقيده بارجاء دارند يا بگفته خير الدّين زركلى ناميست كه ابن نديم باشاعره داده ( ملل و نحل شهرستانى ج 1 - ص 222 - و الاعلام زركلى چاپ دوم ج 6 ص 212 ) . ( 3 ) پيروان زيد بن على بن حسين عليه السلام ( ملل و نحل شهرستانى ج 1 - 249 ) . ( 4 ) اباضيه پيروان عبد اللّه بن اباض ( ملل و نحل شهرستانى ج 1 - ص 212 ) . ( 5 ) معتزله را اصحاب عدل و توحيد ، و ملقب بقدريه دانند و چيزى كه همهء معتزليان عقيده دارند ، اين است كه خداى متعال قديم بوده و قدمت صفت مختص بذات اوست . و سائر صفات قديمه را نفى كرده و مىگويند خدا عالم بذات و قادر بذات وحى بذات است ، نه بعلم و قدرت و حيات ، كه