ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

240

الفهرست ( فارسى )

اوست . وى از خاصان متوكل و با او مانوس بود . از اسحاق و ديگران صنعت آواز را آموخته و در آن هنرمندى داشته ، و تا دوران معتصم زنده بود . در بغداد اقامت داشت ، و گاه بگاه به سرمن‌رأى « 1 » مىرفت ، و در سال دويست و هفتاد و هشت وفات يافت . صينى « 2 » نامش حبيش « 3 » بن موسى ، و صاحب - كتاب الاغانى على حروف المعجم - است . اين كتاب را براى متوكل تأليف نموده ، و در آن چيزهائى از آوازها آورده كه نه اسحاق . و نه عمرو بن بانه ، از آن ذكرى نكرده‌اند و نام مغنيان زن و مردى را از دورهء جاهليت و اسلام ذكر كرده كه شگفت‌انگيز است . و كتاب الاغانى على الحروف . و كتاب مجردات - المغنين . از اوست . ابو حشيشه نامش محمد بن على بن اميه ، مكنى بابو جعفر ، از فرزندان ابو اميه كاتب ، و از طنبوريان ماهرى در فن خود بود ، و جحظه عقيده داشت كه وى اين هنر را از او آموخته است . وفاتش در . . . و اين كتابها از اوست : كتاب المغنى المجيد - كه آن را بخطى كهنه ديده‌ام . كتاب اخبار الطنبوريين . جحظه ابو الحسن احمد بن جعفر بن موسى بن خالد بن برمك ، شاعر و آوازخوانى است كه اشعار دل‌نشينى دارد . و در هنر طنبور حاذق ، و ادبياتش نيكو ، و ماهر به تمام معنا بود . علما و راويان را ديده و از آنان آموخته ، و اخبار او مشهورتر از آن است كه ما بخواهيم در اينجا ذكر كنيم ، براى آنكه در زمان ما حيات دارد . و با اين اوصافى كه درباره او گفتيم مردى بدسرشت و چركين است در دينش پاره چيزها ، بلكه خيلى چيزها گفته مىشود . ابو الفتح بن نحوى اين اشعار جحظه را بر من خواند . اذا ما ظمئت الى ريقه * جعلت المدامة منها بديلا « 4 » و اين المدامة من ريقه * و لكن اعلّل قلبا عليلا « 5 »

--> ( 1 ) رجوع شود بصفحهء 75 همين كتاب . ( 2 ) ف ( النصبى ) . ( 3 ) ف ( حسن ) . ( 4 ) اگر تشنه گردم به آب دهانش - بدل گيرم از بادهء ناب آن را . ( 5 ) كجا بادهء ناب و آب دهانش - تسلا دهم اين دل ناتوان را .