ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

233

الفهرست ( فارسى )

نزد ما داشتند . و بدين سبب ما را موصلى ناميدند كه . . . صولى گويد : اسحاق بن ابراهيم اين فرزندان را داشت : حميد ، حماد ، احمد ، حامد ، ابراهيم ، و فضل . و از فرزندان ابراهيم موصلى جز اسحاق ، و طياب كسى ديگر آوازخوان نبود . ابراهيم بسال يك‌صد و بيست و پنج قدم به دنيا گذاشت ، و در سال يك‌صد و هشتاد و هشت در بغداد از دنيا رفت ، و عمرش شصت و چهار سال بود . اسحاق در سال يك‌صد و پنجاه متولد گرديد ، و در سال دويست و سى و پنج وفات يافت و هشتاد و پنج سال زندگانى كرد ، و او اسحاق بن ابراهيم بن ( ماهان بن ) بهمن بن نسك است . نژادش از فارس بود ، و براى بدهكارى مالياتى كه داشت از ستمگرى بنى اميه از فارس گريخته و بكوفه آمد و بر بنى دارم وارد شد . اسحاق هميشه مىگفت ، ميل ندارم پيش از ماه رمضان بميرم ، شايد موفق به روزه گرفتن شوم تا در ترازوى « 1 » عملم گذاشته شود ، و چند روزى از اول ماه رمضان را روزه داشت و براى هر روز كه روزه نمىگرفت صد دينار صدقه مىداد ، در اواخر ماه رمضان بيماريش سخت‌تر شده و ديگر نتوانست روزه‌دار باشد . و بيماريش اسهال بود ، و ادريس بن ابو حفصه اين مرثيه را درباره او سرود : سقى اللّه يا ابن الموصلى بوابل * من الغيث قبرا انت فيه مقيم « 2 » ذهبت و اوحشت الكرام و رعتهم * فلا غزو ان يبكى عليك صميم « 3 » اسحاق راويه شعر و مآثر عرب بود ، و فصحاء زن و مرد عرب را ديده ، و آنها هم هنگام آمدن به پايتخت بسوى او مىآمدند و بر او وارد مىشدند . در شعر و در آواز هنرمند و در علوم زيادى متفنن بود ، و براى هنرمندى كه داشت زندگانيش از عطاهاى دولتيان مىگذشت . و اين است تأليفات او كه خود مباشرت در تصنيف آنها نمود ، بجز كتاب الاغانى الكبير كه مورد اختلاف بوده و ما آن را علىحده شرح خواهيم داد : كتاب اغانيه التى غنى بها . كتاب اخبار الميلاء . كتاب اغانى معبد . كتاب اخبار حماد عجرد . كتاب اخبار حنين الخيرى . كتاب اخبار ذى الرمه . كتاب اخبار المغنين المكيين « 4 » . كتاب اخبار طويس . كتاب سعيد بن مسجح . كتاب اخبار الدلال . كتاب اخبار محمد بن عائشة . كتاب اخبار الابخر « 5 » كتاب اخبار ابن صاحب الوضوء « 6 » . كتاب الاختيار من الاغانى للواثق . كتاب اللحظ و الاشارات . كتاب الشراب - و در آن رواياتى از عباس بن معن ، و ابن جصاص ، و حماد بن ميسره « 7 » دارد .

--> ( 1 ) ف ( فى مبراتى ) جب ( فى ميزانى ) . ( 2 ) خدا شاداب سازد - اى زادهء موصلى - با بارانهاى سيل‌آسايش آن قبرى را كه تو در آن مىباشى . ( 3 ) رفتى و بزرگان را بوحشت و هراس انداختى و شگفت‌آور نباشد اگر دوستان بر تو گريان باشند . ( 4 ) ف ( المسكين ) . ( 5 ) ف ( الابجر ) . ( 6 ) ف ( الضوء ) . ( 7 ) ( مسرة ) .