ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )

211

الفهرست ( فارسى )

يزدجرد بن مهينداذ « 1 » كسروى در دوران معتضد بود ، و اين كتابها از اوست : كتاب فضائل بغداد و صفتها . كتاب الدلائل على التوحيد من كلام الفلاسفة ( و غيرهم . كتاب بزرگيست كه آن را بخطش ديده‌ام ) . گروه ديگر داود بن جراح پدر بزرگ ابو الحسن على بن عيسى ، براى مستعين كتابت مىكرد . و اين كتابها از اوست : كتاب التاريخ و اخبار الكتّاب . كتاب الرسائل . محمد بن داود جراح مكنى بابو عبد اللّه ، در زمانش از وى فاضل‌تر ديده نشد . عبد اللّه بن معتز در اولين روز خلافتش او را بوزارت برگزيد . دانشمندى بود كه مردمانى را ديده داشت . و از علما و فصحاء و شعرا آموخته ، و به خط خود نوشته‌هائى دارد كه از شماره بيرون است ، و خود او آنها را مىخواند و اصلاح مىكرد . پس از فتنه ابن معتز « 2 » برسوسن « 3 » خادم در آمد ، و او هم در كارش اقداماتى داشت ، و چون ابو الحسن بن فرات از وى بيمناك بود ، اشاره بقتلش نموده ، و او را كشتند و بيرون آورده و كنار سقاخانهء نزديك باب مأمونيه « 4 » انداختند كه از آنجا وى را بخانه‌اش بردند و اين كتابها از اوست : كتاب الورقة فى اخبار الشعراء - كه براى ابن منجم نوشت . كتاب الشعر و الشعراء - نازك است . كتاب من سمى من الشعراء عمرا « 5 » فى الجاهلية و الاسلام . كتاب الاربعة بپيكرهء كتاب ابو هفان . كتاب الوزراء . على بن عيسى ابن داود بن جراح . در رياست باندازهء بلندمرتبه بود كه بتعريف و توصيف نيايد . و

--> ( 1 ) ف ( مهيندان ) . ( 2 ) ابن معتز فقط يك روز خليفه بود . روز بعد طرفداران مقتدر پيروزى يافتند ، و ابن معتز در خانه ابن جصاص گوهرى پنهان گرديد . و در دوم ربيع الثانى دستگير و بامر مقتدر كشته شد ( لغتنامه دهخدا - ابن معتز ) . ( 3 ) ف ( مونس ) . ( 4 ) مامونيه از محله‌هاى بغداد است ابتدا كاخ جعفر برمكى آنجا بود . بعد مأمون آنجا را مقر خود قرار داد و بمأمونيه معروف گرديد و تمام آن محله به اين نام خوانده شد ( دليل خارطة بغداد ص 123 ) . ( 5 ) ف ( عمرو ) .