شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 80

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

سفارش ميكنند كه خدايان را بستاييد و نماز بگذاريد و بدى نكنيد و دليرى را به كار بريد . خردمندان ورزندهء هندو چنان كه كليتارخوس در دفتر دوازدهم خود گفته است مرگ را خوار مىشمارند . او باز گفته است كه كلدانيان به ستاره‌شناسى و پيش‌گويى مىپرداختند و مغان خدايان را مىستودند و نياز ميدادند و نماز مىبردند و ميگفته‌اند كه تنها به خدايان گوش فرا ميدارند . مغان دربارهء گيتى و طبيعت و ريشه و آغاز خدايان دفترها نوشته و آتش و زمين و آب را از آنها به شمار مىآورند . آنان از ساختن پيكرهء خدايان مىپرهيزند و نمىپسندند كه آنها را چند گونه بدانند . آنان دفترها و گفتارها دربارهء دادگرى و آئين دارند و مىپندارند سوزاندن و خاكستر كردن مردگان ناروا است . چنان كه سوتيونس در دفتر بيست و سوم نوشته است گناهى نمىبينند كه كسى با مادر و خواهر و دختر خود زناشوئى كند . آنان پيش‌گويى و آينده‌بينى ميكنند و ميگويند كه خدايان را مىبينيم و ميدانيم كه هوا پر از شبح است كه با وزش بخار و با درخشش به چشمان تيزبينان ميآيند . آنان از خودآرايى و زيور زرين مىپرهيزند . سفيد مىپوشند و بر روى زمين مىخوابند . خوراك آنان سبزى و گياه است و پنير و نان درشت . گويند كه به جاى چوب دستى نى با خود دارند و آن را به جاى چنگال به پنير مىزنند و تكه‌اى از آن را كه ميخواهند بخورند برمىدارند « 113 » . ارسطو در ماگيكوس يا مغان‌نامه و دينون در دفتر پنجم هيستوريون يا تاريخ گفته‌اند كه مغان با هنر مغانه‌اى كه دارند آينده‌بينى نمىدانند و بدان آشنا نيستند ، دينون مىنويسد كه نام

--> ( 113 ) - پلينوس در تاريخ طبيعى ( 20 : 11 ) مىنويسد كه زردشت در بيابان پنير مىزيسته است . در يشتها ( 22 : 18 ) آمده كه چشمهء كره خوراك بهشتى خجستگان است ( حاشيهء ترجمهء انگليسى ) .