شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
419
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
ندارد از آنچه طبع او را به آن « 2 » مىخواند ، و سست عنان باشد از براى طبيعت شهوات رديه ؛ پس به تحقيق كه بيرون مىرود از افق خودش كه انسانيت است . و اين كلاميست در غايت خوبى ، بزرگان اولين و آخرين همه متفقاند بر اين و امركنندهء « 3 » به اين آئين . 106 ، 4 - و او را رسالهايست درين كه علم حكمت بهترين دواعيست « 4 » متابعت شرايع [ را ] . و در آن رساله مذكور است : 106 ، 5 - كسى كه گمان برد كه : « حكمت مخالف است شريعت را ، پس حكمت مفسد است شريعت را » اين مقدمه كلى نيست . تقريرش اينكه « حكمت مخالف است مر شريعت را ، و هر چه مخالف باشد چيزى را مفسد آن چيز است » ؛ كبرى كليه نيست ، چه شيرينى مخالف سفيديست ، و فاسد نمىگرداند سفيدى را ؛ و صورت مخالف است ماده را ، و فاسد نمىسازد آن را ؛ و هرگاه مقدمه كلى نباشد قياس نتيجه ندهد . 106 ، 6 - و كسى كه گويد : « مهارت در منطق باعث استخفاف شريعت است » ، به درستى كه گويندهء اين طعن كرده است شريعت را ، از براى اينكه سخن او تاويل به اين مىشود كه شريعت بعد از بحث و تحقيق ثبوت و نفس الامرى ندارد . و اين كه بنده به منزله كسى است كه زر نارايج با خود دارد ، و مىگريزد از كسى كه شناسد زر را ، و مىنمايد كسى را كه نه شناسد آن را ، پس كسى كه گويد حكمت مفسد شريعت است ، او طعن در شريعت كرده است ، نه منطقى كه تمييز مىكند ميان راست و دروغ . 106 ، 7 - و اين حكيم در بعضى تصانيف خود نقل مىكند از ارسطو « 5 » :
--> ( 2 ) - اساس : « به آن » ندارد . ( 3 ) - د : و امر مىكنند . ( 4 ) - اساس : بهتر دواعيست . ( 5 ) - اين سخن از پلوتينوس در نه بهر او ( 4 : 8 : 1 ) كه در اثولوجيا ( ص 22 بدوى ) و ترجمهء سليم سالم ( ص 323 ) هم آمده است نه از ارسطو اين بند در ترجمهء درى ( 2 : 122 ) نيامده ولى بندهاى ديگرى هست كه از صوان الحكمه است و شايد در نسخهء او از نزهه بوده و با پاسخ اين السوار هم آميخته شده است . اين بند در دره 45 هم نيست .