شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

372

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

موصوف شده‌اند به صفات مذكور كه ايشان را ديگر رجوع به بدن نيست و از عذاب تعلق بدن نجات و رستگارى يافته‌اند ، قسم ديگر نفس سالكه است و آن نفسى است كه حالتى نيست ايشان را ، و صفات مذكور را ملكه خود نساخته‌اند ، مادام « 5 » كه ناقص‌اند به تعلقات بدنى گرفتاراند تا كمالى به هم رسانند . و افلاطون گفته است كه هرگاه نفوس عقليه را قدرت و تمكن تجرد به هم رسد ، همچنانكه قدماى فلاسفه مىگويند كه افلاك را پس پشت خود مىگذارد و به عالم ربوبيت آنجا كه نور بارى تعالى است عروج مىنمايد . و نيست اين چنين كه هر نفسى از بدن مفارقت كند همان ساعت به آن محل رود ، از براى آنكه در بعضى از نفوس مفارقه از بدن چيزهاى خسيس باقيست ، بعضى ازين‌ها با فلك عطارد صعود مىنمايد ، و در آنجا مىباشد « 6 » مدتى . هرگاه كه پاكيزه شدند و منقى گشتند به عالم عقل ترقى مىكنند ، و در بزرگترين محل از آن قرار مىيابد ، و هيچ چيزى او را پوشيده نماند ، و و اصل گردد به نور الهى ، و تصور اشيا از قليل و كثير بكند ، همچو علم انسان به يك انگشت خود ، و جميع اشيا مكشوف او مىگردد و ظاهر مىشود . پس در اين هنگام فايض مىگردد برو از مبدأ بارى « 7 » چيزها از سياست و تدبير عقلى كه ملتذ مىشود به آنها و تعقل و تدبير آنها مىكند . 55 - ابو زيد بلخى [ درگذشته 322 ه ] 55 ، 1 - از حكماى اسلام بود ، و از جملهء فصحا و بلغا بود ، و او را تصانيف بسيارست در هر فن « 1 » . كتاب الامداد الاقصى و كتاب الابانه عن

--> ( 5 ) - د : مادامى . ( 6 ) - د : مىنمايد و در آنجا مىمانند . ( 7 ) - اساس : مبدأ باقى . ( 1 ) - د : در فن .