شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
362
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
46 ، 13 - پرسيدند ازو از سيرت و اعتقاد مردم كه آيا همه حق است يا بيشتر آنها و يا همه باطل است يا اكثر آنها ؟ گفت : مسألهء هايل است و جواب آسانست . 46 ، 14 - گفتند « 14 » : افاده رسان « 15 » ما را كه خداى تعالى ترا فايده رساند ، به درستى كه چاه علم چاهيست كه بيرون كرده نمىشود از آن آب « 16 » اگر چه وارد شوند بر آن طالبان و بسيار شود بر كنارهء آن واردان « 17 » . او گفت : شما راست گفتيد . بدانيد كه هرگاه كه ما ملاحظهء طريق استيلاى طبيعت كنيم بر ايشان « 18 » ، و غلبهء آثار طبيعت در مردمان در رايهاى معتقده « 19 » و سيرت مؤثره ؛ پس بيشتر آنها باطل است ، از براى آنكه سلطان عقل در بلاد طبيعت « 20 » غريب است ، و غريب خوار و حقير است ، و اگر ملاحظهء حكم آنچه واجب است به او « 21 » و لايق جوهر اوست و اضافهء آن چيز به او مستحسن است ؛ پس اكثر آنها « 22 » حق است ، آن ملحوظ ما خواه راى باشد يا سيرت يا عادت يا خلق ؛ و از رهگذر اين دو علت است حكمى كه واقع شود ، و قضائى كه تحقيق « 23 » پذيرد . و حق به حسب كثرت معتقدان حق نمىشود ، و باطل نمىگردد به حسب « 24 » قلت ايشان ، و همچنين باطل نيز به جهت كثرت معتقدان « 25 » حق نمىشود ، و به جهت قلت ايشان باطل نمىگردد .
--> ( 14 ) - از اينجا تا پايان در متن نيست . ( 15 ) - د : افادهء برسان . ( 16 ) - د : از آن آسان . ( 17 ) - اساس : بر كناره واردان . ( 18 ) - د : طبيعت را كنيم بر انسان . ( 19 ) - د : معتقد . ( 20 ) - اساس : در بلاد غريب . ( 21 ) - د : او را . ( 22 ) - د : + كنيم . ( 23 ) - د : تحقق . ( 24 ) - اساس : و به حسب . ( 25 ) - د : معتقدات .