شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

328

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

37 ، 70 - و گفت : همچنانكه دشمن به مواصلت و احسان دوست مىگردد ، همچنين دوست نيز به جفا دشمن مىشود . 37 ، 71 - و گفت : عجز در سخن خبر از عقل مىدهد ، پس نظر كن آن چيزى را كه مىگويد . 37 ، 72 - و گفت : چيزى را كه از دشمن خود پوشيده‌اى بر دوست خود ظاهر مساز ، شايد كه ترا روزى دشمن گردد . 37 ، 73 - و گفت : تكيه بر خداى تعالى كردن به راحت نزديك‌تر « 111 » است ، و كم اعتماد كردن به مردمان به حزم نزديك‌تر است ، جزاى كسى كه دروغ گويد اينست كه او را تصديق نكنند ، و سخن مكنيد با كسى كه پرسد كه تكذيب نمايد ، و سؤال مكنيد « 112 » از كسى كه احتمال منع داشته باشد ، وعده مكن چيزى را كه قدرت بر فعليت آن نداشته باشى ، ضامن مشو چيزى را كه اعتماد قدرت « 113 » برو نداشته باشى ، و به امرى كه ترسى از آن عاجز آئى مبادرت مجوئى . 37 ، 74 - و گفت : از مصاحبت دروغگويان در وى گزين ، و اگر با ايشان پيش آئى تصديق [ 89 - الف ] ايشان منماى ، و نوعى منماى كه ايشان دانند كه تو تكذيب ايشان مىكنى ، پس ترك دوستى تو « 114 » مىكند و از طبع خود بر نمىآيد « 115 » ، به مجلسى كه در آئى بالاتر از همه منشين ، موضعى كه ترا [ از آن بالاتر نشانند بهتر از موضعيست كه ترا از آن ] « 116 » فرود آرند . 37 ، 75 - اى پسر من ، وصيت مىكنم ترا پرهيزكارى خداى تعالى ، به درستى كه از براى تو حدى است و بر تو حق است و ثابت است ، و دل خود را از ذكر خداى تعالى خالى مگردان ، و فضيلت ذكر خدا بر

--> ( 111 ) - د : به راحت‌تر است . ( 112 ) - د : سؤال نكند . ( 113 ) - د : اعتماد به قدرت . ( 114 ) - اساس : دوستى مىكند . ( 115 ) - د : نمىآيند . ( 116 ) - اساس : ندارد .