شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

316

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

ترا آزار مىرساند . 37 ، 28 - اى پسر من ، روزه‌دار ، و دهن از طعام ببند ، پرساز خود را از حكمت . [ اى پسر من ، با حكما مجالست نماى و خشنود شو به سخن ايشان تا زياده شوى از روى حكمت ] « 45 » . اى پسر من ، پيش اهل حكمت به حكمت سخن گوى ، و برتست به مجالست اهل ذكر ، به درستى كه علم را زنده مىگرداند ، و خشوع در دل به هم مىرساند . 37 ، 29 - اى پسر من ، حاجت خود را قصد خود « 46 » ساز ، و زبان مگشا به چيزى كه مهم نباشد ، و بىباعث خنده خنده مكن ، و به غير احتياج راه مرو ، ملايم باش جوانب و حواشى خود را ، به نيكويى « 47 » نزديك باش ، بسيار فكر و كم سخن باش مگر در باب حق ، بسيار گريه و كم فرح باش ، مزاح مكن ، و آواز بلند مساز ، مراء و جدل در سخن مكن . اگر ساكت باشى ، در فكر باش ؛ و اگر سخن گوئى ، در حكمت گوى . 37 ، 30 - اى پسر من ، بر تست به خاموشى ، به درستى كه تو از آن ستوده مىشوى ، از سكوت هرگز پشيمان نمىشوى ، و بسيار باشد كه از « 48 » سخن گفتن پشيمان شوى . 37 ، 31 - اى پسر من ، يافت و ادراك خروس بيش از تو نيست ، هرگاه كه شب بگذرد ؛ بال مىافشاند . و آواز [ 85 - ب ] بلند مىسازد به تسبيح حق تعالى . پس بپرهيز از غفلت ، و بترس از حضرت عزت « 49 » و به سخن جاهل مغرور مشو ، چنانست كه در دست لؤلؤى « 50 » داشته باشى و آن را پشكل تصور كنى . 37 ، 32 - اى پسر من ، نفع‌گير از چيزى كه حق تعالى ترا دانانيده است ، به درستى كه دانا جاهل نيست . و بهترين علوم علميست كه نفع داشته باشد

--> ( 45 ) - اساس : ندارد . ( 46 ) - د : مقصد خود . ( 47 ) - اساس : به نزديك . ( 48 ) - اساس : باشد از . ( 49 ) - اساس : حضرت و . ( 50 ) - اساس : كه دوست لؤلؤى .