شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
268
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
اسكندر باشد ، و تدبير مصالح او مىنموده باشد و فيلفس را تسكين و تسلى بر رفتن از دنيا مىكرده باشد . 32 ، 6 - ارسطو همه را به سمع رضا اصغا نموده ، و مسئولات او را به اجابت « 7 » رسانيد ، و عهدنامهاى از براى او نوشت كه اول آن اين است : 32 ، 7 - فرمان ده سعادتمندتر از فرمان پذيرنده نيست ، و نه تعليمدهنده از دانش پذيرنده . 32 ، 8 - و اين عهدنامه موجود است در ميان مردمان . 32 ، 9 - پس حال او اشتداد پيدا كرده مرغ روحش از قفس بدن انتقال نمود ، پس « 8 » اسكندر به امر سلطنت قيام نموده به مردمان خطاب كرد كه : اى مردمان به تحقيق كه پادشاه شما مرد ، و مرا بر شما حكومتى و امارتى نيست ، و من مردىام مثل شما ، راضىام به آنچه رضاى شما در آنست ، و در هر كار كه مرا داخل مىسازيد داخل مىشوم ، و در هيچ امرى از امور با شما مخالفت نمىكنم . پس بشنويد سخن مرا ، و مشورت و صلاح ديد مرا ، و مرا به منزلهء ناصح مشفق كه نهايت اهتمام در صلاح كارهاى شما داشته باشد بدانيد ، و اين طريق را از من در زمان حيات پدر من نيز دانسته بوديد . 32 ، 10 - پس امر مىكنم شما را اولا « 9 » به تقوى و پرهيزكارى خدا ، و همگى همت خود را مصروف طاعت و التزام جماعت داريد ، و كسى را بر خود پادشاه سازيد كه اداى عهد مىكرده باشد ، و عهدشكن نباشد ، و به عامهء خلايق به رفق و مدارا پيش آيد ، و سعيش در اهتمام مهام شما بيشتر باشد ، و به مساكين و فقرا رحيم دل باشد ، و بذل نفس خود در صلاح كار شما بكند ، و شهوات و آرزوها او را از مشغولى احوال شما باز ندارد ، و شما ايمن باشيد از شر و بدى او ، و اميدوار باشيد به احسان
--> ( 7 ) - اساس : به اجانب . ( 8 ) - د : « پس » ندارد . ( 9 ) - اساس : شما را و او را .