شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

269

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و نيكويى او ، و متصدى و مباشر جنگ دشمنان شما شود . اين خطبه طولانى است . 32 ، 11 - چون مردمان ازو اين سخنان شنيدند ، تعجب نمودند ازو ، و از راى و دانش و تأمل او در چيزهائى كه نديده بودند از پادشاهان سابق . پس گفتند او را كه ما شنيديم آنچه گفتى ، و قبول كرديم مشورت و نصيحت ترا از براى همهء ما ، به تحقيق كه رقبهء خود را در ربقهء اطاعت تو در آورده‌ايم ، زندگانى كن سالهاى بسيار به پادشاهيت و سلطنت بر ما ، نديديم سزاوارتر از تو به پادشاهيت و سلطنت . بعد از آن برخاستند ، و بيعت كردند ، و تاج پادشاهى بر سرش نهادند ، و دعاى بركت به جا آوردند . 32 ، 12 - پس اسكندر گفت : شنيدم ستايش شما را بر خود ، و خوشحالى شما را به پادشاهيت من ، من نيز از حضرت واهب العطية كه محبت مرا به شما بخشيده است ، و ثابت گردانيده دلهاى شما را به اطاعت و فرمانپذيرى من ، استدعا مىنمايم كه راه نمايد مرا به رضا و طاعت خودش ، و مشغول نگرداند مرا به چيزى از شهوات [ 73 - ب ] دنيا و زينت آن از مصالح كارهاى شما . و اين خطبه دور و دراز است . 32 ، 13 - بعد از آن نوشت به عمال ولايات خود و به سرداران نواحى مملكت خود كه : اين كتابيست از ذو القرنين ماقدونى به فلان بن فلان كه : خداست پروردگار من و شما ، و آفرينندهء من و شما ، و آنچه ديده مىشود از آسمان و زمين و ستاره‌ها و كوه‌ها و درياها . انداخت در دل من نور شناخت خود را ، و ساكن گردانيد ترس و بيم خود را در دل من ، و الهام نمود به من حكمت خود را و دلالت كرد مرا به عبادت و طاعت خود . و طلب دليل مىكنم برين به چيزى كه ابتدا كرد به آن ، و گردانيد مرا ازين نوع بشر كه برگزيد از ايشان نجبا را ، و اختيار كرد از ايشان