شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
255
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
بسيسطراطوس . 30 ، 6 - سفيد پوست بود ، كبود چشم ، سرخ و سفيد رنگ ، بلندبينى ، دراز ريش ، تنك عارض ، ماليده شكم ، پشت خم ، شيرين گوى ، سخت زبان ، بر بازوى راست خال [ 70 - الف ] بسيار داشت « 10 » . هشتاد و هفت سال زندگانى كرد . نقش نگين او چنانچه ابو الموفق « 11 » نقل كرده اين بود : كسى كه دوست دارد چيزى را از براى چيزى بر طرف مىشود آن دوستى به بر طرف شدن آن چيز « 12 » . آداب سولون 30 ، 7 - پرسيدند ازو كه عمر تو چندست ؟ گفت : همان وقت كه در اويم ، و در روايتى گفت : يك شب « 13 » . 30 ، 8 - از سنن او يكى اين بود كه نزديكى نكند اصيل و آزاد با كنيزكان بنده ، تا اولاد رذل و خسيس به هم نرسد . و چون شخصى گناهى « 14 » مىكرد پيش حاكم مىبردند ، گناهان آن روز و ماه و سال آن شخص را كه گناه كه در آن روز كرده بود جمع مىساختند و همچنين مناقب و نيكويىها كه در همين روز و ماه و سال كرده بود با گناهان [ مى ] سنجيدند و موازنه مىنمودند ، اگر خوبى زياده مىآمد مىگذاشتند ، و الا نه مىكشتند . 30 ، 9 - سولون گفت : اگر خواهى كه بشناسى نيكوكار را ، پس ببين كه در چه چيز اطاعت و فرمانبردارى تو مىكند ، و در چه چيز عصيان و تمرد مىورزد .
--> ( 10 ) - د : « داشت » ندارد . ( 11 ) - نمىدانم كه را ميخواهد شايد موفق الدين : بن المطران يا ابن ابى اصيبعه . ( 12 ) - چنين : من املك لشىء زال عنك بزواله ، متن : من ودك لشىء زال بزواله . ( 13 ) - اساس : گفت شب . ( 14 ) - اساس : كنايتى .