شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

256

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

30 ، 10 - و گفت : دوست و يار تو كسى است كه مخالفت تو گزيند در هوا و هوس و متابعت تو نمايد در پيروى عقل . 30 ، 11 - و گفت : اوليا و بزرگان خود را تعظيم كنيد و ملاحظه نمائيد تا « 15 » كسانى كه شما بزرگ ايشانيد تعظيم كنند شما را . 30 ، 12 - و گفت : در وقت ضرورت دروغ را استعمال مىتوان كرد ، چنانچه استعمال مىكنند دوا را در وقت احتياج . 30 ، 13 - پرسيد ازو شخصى كه : نكاح بكنم يا نه ؟ گفت : اگر بكنى پشيمانى ، و اگر نكنى پشيمانى . 30 ، 14 - و گفت : كسى كه اراده كند كه حكيم باشد « 16 » بايد كه صنعت فكرى را بشناسد ، تا طريق صواب و خطا را از هم فرق تواند ساخت ، و راه به كارهاى نفس الامرى تواند برد . پس چون اين را دانست ، مىبيند كه اين طريق مطلب از كجا به هم مىرسد و هرگاه رسيد به آن « 17 » مرتبه ، حاصل مىشود او را همه صناعات [ علمى و او در عادات خود به اينكه طريق فكر او بر صواب باشد محتاج مىشود به فكر و بديهيات اولى صناعات ] « 18 » ، چنان كه جمع مىشود پيش او اين مقدمات اولى و بشناسد اينها را ، پس فكر را كار فرمايد ، و بيرون آورد آنچه پوشيده و مخفيست از آنچه ظاهر و پيداست ، و درين هنگام مىداند بهترين طريقى كه برسد به آن به نهايت حكمت‌ها و صنعت‌ها . كسى كه نظر كند و تأمل نمايد در صناعاتى كه حكما آن را ترتيب داده‌اند و نوشته‌اند ، سزاوار آنست كه تأمل او در آنها به قياسات باشد نه به شناخت همين چيزها . 30 ، 15 - و گفت : عالم صنعت‌هاست كه بعضى از آن ممد است مر بعضى

--> ( 15 ) - اساس : با كسانى . ( 16 ) - اساس : حكيم بايد . ( 17 ) - د : به اين . ( 18 ) - اساس : ندارد .