شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
245
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مكروه دارد سخن ما را در باب سهل و آسان انگاشتن مرگ ، چه او را شريكان است ، و به او نزديكانست . و نيست سخن من مگر به اهل عقل و هشيارى و خير و راى و جد « 20 » . 29 ، 32 - و اما آن كسى كه او را بازى داده باشد عزت دنيا ، و مال و نعمت و جاه و طلا و نقره و اسباب « 21 » و املاك و زنان و كنيزكان ، و خوشحالى آنها و لعب و مشغولى به آنها ، پس به آنچه « 22 » ما گفتيم و نوشتيم او كورست [ 68 - الف ] و كرست ، مردهايست كه دعوى زندگى مىكند و غايبى است كه خود را حاضر مىپندارد ، و راندهشدهايست كه گمان فايدهمندى « 23 » به خود دارد . 29 ، 33 - و گفت : عقل دو طريق است : طبيعى « 24 » و تجربى ، اين هر دو در امداد « 25 » به منزلهء آباند و زمين از براى رستنىها و ميوهها . و كسى كه تدبير اين دو طريق را خوب نداند ، در استعمال مطالب و طلب يارى ازينها در كارها كامل نمىشود در علم و ادب و حكمت و عمل نيكو . پس همچنانكه آتش به گداز در مىآورد اجسام گدازنده را ، و خالص مىسازد آنها را ، و متمكن مىگرداند از براى عمل ، همچنين عقل نيز خالص مىسازد ، و تفصيل مىدهد آنها را ، و كسى كه نبوده باشد درو اين دو طريق از عقل به درستى كه بهترين كارهاى او كوتاه عمريست « 26 » . 29 ، 34 - و گفت : به درستى كه بهرام نكاح كرد با زهره پس متولد شد ازين هر دو طبيعت اين عالم . 29 ، 35 - و گفت : زهره علت الفت است و اجتماع ، و مريخ باعث جدائى و تنهائيست .
--> ( 20 ) - د : هشيارى و راى وجد و خير . ( 21 ) - اساس : « اسباب » ندارد . ( 22 ) - اساس : پس او را به آنچه ، د : پس او از آنچه . ( 23 ) - د : رانده و زيانكاريست گمان فايدهمندى . ( 24 ) - د : طبيعى است و . ( 25 ) - اساس : اين هر دو را امداد . ( 26 ) - د : كوتاهى عمرست .