شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
199
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
مىشود ، و به عفاف و عصمت عملها پاكيزه مىگردد . و به انصاف مىباشد مهترى ، به عدل غالب مىشوند بر دشمن و به حلم بسيار مىگردند يار و مددكار ، به مدارا و رفق طلب خدمت دلها مىتوان كرد . و به صفت بذل و ايثار مستوجب نام جود مىشوند ، و به بخشش مستحق نام كرم مىگردند ، و به وفا برادرى صورت دوام مىيابد ، و به راستى فضيلت دايم مىشود ، و به ضرب مثل نيكوست اعتبار . و به ضرر امثال و اقران اعتبار گرفتن ، « نمىدانم » نصف علم است ، سرعت نمودن در جواب مورث لغزش است ، رياضت تيز مىسازد طبيعت را ، همنشينى احمق عذاب روح است . [ كسى كه شناخت نفس خود را ضايع و خوار نمىشود ميان مردمان ، كسى كه زياده باشد علم او بر عقل او ، علم او و بال است بر او ] « 55 » . 13 ، 59 - و گفت : كسى كه يافت لذت يقين را ، مستغنى مىگردد از نزاع در سؤال ؛ كسى كه نيافت آن لذت را ، او مغمور و فرو رفته است در گو جهل « 56 » و نادانى . 13 ، 60 - و گفت : هرگاه كه حكمت خوبى دنيا باشد ، و ثواب آن خوبى آخرت گردد ؛ پس سزاوار نيست كه متوجه سازى همت خود را سواى « 57 » حكمت . 13 ، 61 - ارسطو را زمينى بود ، حواله كرد آن را به كسى كه تعاهد و نگهبانى آن مىنموده باشد . گفتند ارسطو را چرا به ديگرى سپردى ، و خود متصدى آن نگشتى ؟ ارسطو گفت : بدرستى كه من به جهت پاس ملك و زمين صنعت خود را نابود نمىسازم ، و فانى نساختم ضياع و ملك خود را مگر بواسطهء ادب نفس خود ، و به اين اميد دارم كه مالك شوم ضياع و املاك بسيار را . 13 ، 62 - و گفت اسكندر را كه صورت خوب مضر است صاحب صورت
--> ( 55 ) - فقط دال دارد . ( 56 ) - اساس : در جهل . ( 57 ) - د : بسوى .