شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
200
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
را ، و فايدهمند است بيننده را . 13 ، 63 - و گفت : فايده نمىگيرد از حكمت دلى كه مربوط باشد به طلب معيشت . 13 ، 64 - و گفت : بعضى از شاگردان خود را كه : معاشرت و مجالست مكن مگر با كسى كه قدر نفس خود را شناسد « 58 » ؛ و كسى كه شناخت قدر نفس خود را [ پس آميزش كن به او به بهترين زندگانى ؛ و كسى كه نشناخت قدر نفس خود را ] « 59 » ، خيرى نيست در اختلاط او . 13 ، 65 - و گفت ارسطو را مردى كه : رسيد به من اينكه تو در كمال من شكى داشتهاى ؟ ارسطو گفت : آنچه رسيده است به من از قدر و منزلت تو اينست كه مخالط و مجالس تو ازين سه خصلت بايد گذشت . آن شخص گفت : چه چيزاند آنها ؟ گفت : آن علميست كه به عمل مىآورم فكر را « 60 » ، درو لذتيست كه معلول و علتناك « 61 » مىسازم به آن نفس خود را ، و اقبال و توجه من بر عمل صالح . 13 ، 66 - ارسطو ديد شخصى ناقه كه از بيمارى برآمده بود ، و به صحت نرسيده بود ، طعام بسيار مىخورد ، ارسطو گفت : اى فلان زيادتى قوت به خوردن بسيار نيست ، و ليكن قوت به غذا يافتن بدن است . 13 ، 67 - پرسيدند [ 57 - ب ] ازو كه چيست بلاغت ؟ گفت : كم كردن در ايجاز ، و خوب گفتن در سرعت « 62 » در جواب . 13 ، 68 - و گفت : خشنودى مردمان غايتى است « 63 » كه به آن غايت رسيده نمىشود ، مكروه مدار غضب « 64 » كسى كه خشنودى او جود است « 65 » .
--> ( 58 ) - د : و مجالست با كسى مكن كه قدر نفس خود را نشناسد . ( 59 ) - فقط دال دارد . ( 60 ) - اساس : فكر او . ( 61 ) - د : علت پاك . متن عربى : اعلل . ( 62 ) - د : گفتن با سرعت . ( 63 ) - نسخهها : و گفت خشنودى مردمان فايدهايست . ( 64 ) - نسخهها : نمىشود در مكروه داشتن غضب . ( 65 ) - د : او خودست .