شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

197

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

عالم به او صورت تأليف مىپذيرد . و اين سخن بلنديست . 13 ، 48 - ارسطو به اسكندر نوشت : اما بعد به درستى كه دنيا دولت‌هاست . آن چيزى كه ازين‌ها براى تو بود رسيد به تو با وجود ضعف تو ، و آنچه بد بود از براى تو دفع نمىتوانى كرد آن را به قوت خود و السلام . 13 ، 49 - و گفت : حرام است به روزگار كه مثل من در آن يافت شود بعد از من « 48 » ، به درستى كه من به حكمت تعديل چهار طبيعت كه بدن من مركب از آنهاست كرده‌ام ، پس استدلال نمودم بر بسيارى از حكمت‌ها به اندكى از دلايل ، و صيد كردم علم بسيارى به اندك شغل دلى كه ميانه‌رو است در حفظ . 13 ، 50 - و گفت : بگردان دنياى خود را اسباب نگاه داشت آخرت خود ، و نگردان آخرت خود را باعث دنياى خود ، يعنى : اعمال آخرت را به جهت نگاه داشت دنيا به عمل ، بر كن « 49 » و ملازمت نماى اهل تقوى و پرهيزكارى را ، و خود را به مجلس كسانى كه مشهورند به ورع برسان ، و حاجت « 50 » عامهء مردمان برآر . 13 ، 51 - و گفت : طلب كنيد دنيا را به جهت اصلاح آخرت ، و طلب مكنيد دنيا را از براى صلاح دنيا ، چه كم است درنگ در دنيا ، و چه زودست انتقال از آنجا ! به تحقيق كه صباح كردى درين دنيا و راغب نبودى ، و از آن بر حالت بيم و ترس بودى . و من سؤال مىكنم و مىطلبم از پروردگار كه مرا سالم دارد از دنيا و سالم دارد اهل « 51 » دنيا را از من . 13 ، 52 - و گفت : كسى كه بگرداند اجل را پيشوا و امام خود ، هرآينه به اصلاح مىآرد نفس خود را . هرگز فايده نكرد كسى كه پيروى و تفحص عيوب پنهانى برادران خود را نمود .

--> ( 48 ) - اساس : بعد ازين . ( 49 ) - اساس : به عمل مبارزت كن ، و : به عمل ميار زيارت . ( 50 ) - د : حاجات . ( 51 ) - د : از دنيا و اهل دنيا .