شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

150

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

11 ، 296 - پرسيدند از سقراط كه چه علم « 200 » سزاوار است كه فرا گيرند جوانان ؟ گفت : هر چه شرم مىآيد « 201 » پيران را از ندانستن آن . 11 ، 297 - گفتند او را كه تو چه وقت متوجه كسب فضايل شدى ؟ گفت : وقتى كه ابتدا به سرزنش نفس خود كردم . 11 ، 298 - و گفت : هرگاه آدمى احساس كند و دريابد « 202 » از نفس خود كه در تحصيل حكمت كراهت از مذمت مردمان ندارد به تحقيق كه حكيم مىشود . 11 ، 299 - و [ گفت به دو ارشجانس : سخنى كه تو با مردم شهر گفته‌اى پذيرفته نيست . پس او « 203 » ] گفت : مرا ازين كه تو قبول نمىكنى بد نمىآيد ، بلكه ازين مىانديشم و مكروه مىدارم كه مبادا سخن من ناصواب باشد . 11 ، 300 - و گفت : نفس فاضل شريف در مرتبهء اول آنست كه طلب فضايل و كمالات به خواهش نفس و ارادت و ذات خود كند ، و نفس فاضل در مرتبهء دوم آنست كه چون از ديگرى فضايل « 204 » بشنود رغبت و ميل كند به كسب آنها . و كسى كه داخل هيچ يكى ازين دو قسم نباشد ، از درجهء مردى « 205 » ساقط است ، چه خسيس است و دنى « 206 » . 11 ، 301 - و گفت : كسى كه حيا و شرم ندارد او را در خاطر مگذرانيد « 207 » . 11 ، 302 - و گفت : من باز پس نمىتوانم آورد « 208 » آنچه شما پيش داشته‌ايد از قول و فعل ، ليكن مىتوانم كه « 209 » شما را پرهيز فرمايم پيش از آنكه بگوئيد و نكنيد « 210 » .

--> ( 200 ) - د : + را . ( 201 ) - اساس : هر چه بد مىآيد . ( 202 ) - اساس : كه احساس كنيد و دريابيد . ( 203 ) - نسخه‌ها ندارد . ( 204 ) - د : + را . ( 205 ) - د : مردمى . ( 206 ) - د : + و گفت گروه ستوده كسانىاند كه هرگاه عطا دهند ايشان را ديگران به كمال باشند پيش تو يعنى با همان كليت خود پيش تو باشند و به غير سلوك نكنند . ( 207 ) - د : مگذران . ( 208 ) - د : من رد نمىتوانم نمود . ( 209 ) - د : و ليكن قدرت دارم كه . ( 210 ) - د : نگويند و بكنيد .