شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

151

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

11 ، 303 - و گفت : كسى كه عيب حسنات و افعال ستوده كند ، به تبعيت و پيروى تو نخواهد كرد در آن نيكويىها . 11 ، 304 - و گفت : خوشى و خنكى تو از كردارهاى ستوده علامت ميل و طلب ذاتى است به عقليات پسنديده « 211 » . 11 ، 305 - و گفت شاگرد خود را : اى پسر من ، گريزان باش از حسد بر چيزى كه فانى است كه آن زينت دنياست « 212 » ، و رغبت كن و ميل نماى به چيزى كه دايمست و باقيست . اى پسر من ، اجتناب كن و دور شو از اهل شر و بدى ، اميد است كه برسى به خير و خوبى و اهل آن . اى پسر من ، التزام كن صحبت علما را ، تا به سبب صحبت ايشان از ايشان گردى . و تعظيم و قدر و منزلت علما بكن ، تا بگردانند ترا محل اسرار خود . اى پسر من ، تعصب را به دور و دراز كشيدن عيب است و نادانى و فريب . اى پسر من . اگر ارادهء آن دارى كه از احدى به تو بدى نرسد « 213 » ، اعتقاد مكن بدى را به دل خود و هيچ ميار « 214 » خاطر خود را بر آن . اى پسر من ، تفتيش و تفحص عيوب مردمان مكن ، تا مردمان تحقيق و تجسس عيوب تو نكنند . در جميع كارها عقل را امام و پيشواى خود ساز كه ترا راهبرى خواهد نمود . 11 ، 306 - و گفت : بايد كه به انكار كافر نعمتان ، باز ندارى خود را از احسان . 11 ، 307 - و گفت : جاهل كسى است كه به سوراخى كه يك بار « 215 » رفته است باز در آيد . 11 ، 308 - مردى او را گفت كه چه قبيح است صورت تو ! گفت : خلقت من به قدرت من نيست ، پس ملامت را سزاوار نيم . اما آنچه مقدور

--> ( 211 ) - د : علامت طب و ميل ذاتى است به فعلهاى پسنديده . ( 212 ) - د : رذيلت دنياست . ( 213 ) - د : برسد . ( 214 ) - د : خود مپيچ خاطر . ( 215 ) - د : سوراخ يك بار .