شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

149

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

11 ، 289 - پرسيدند ازو كه چه مىگوئيد در مادهء زنان ؟ گفت ايشان همچو درخت دفلىاند كه رونقى و حسنى و طراوتى دارند ، اما چون شترى يا خرى « 195 » آن را بخورد مىكشد او را . 11 ، 290 - گفتند او را : چگونه مذمت زنان روا مىدارى ، كه اگر ايشان نمىبودند تو و بزرگان حكماى تو به وجود نمىآمدند ؟ گفت : زنان مثل مگس عسل‌اند « 196 » ، هرگاه درون پيرهن كسى درآيند نيش مىزنند و آزار مىرسانند ، اما ثمره و بارى چون عسل دارند كه طبايع « 197 » را به سوى آن كشش است . 11 ، 291 - گفتند : سبب نفرت شما از زنان چيست ؟ گفت : چون ديدم كه از خير و خوبىها نفرت مىكنند ، و طريق بدىها را مسلوك مىدارند ، من نيز از ايشان متنفر شدم . 11 ، 292 - و گفت : نيكوترين ايشان از رهگذر حسن و جمال و غنج و دلال ، از بدىها خود را نمىگذرانند « 198 » . 11 ، 293 - و گفت : كسى كه او را زنان غالب باشد او اندك شرمست . 11 ، 294 - سقراط ديد مردى را كه فرياد مىكرد و مىگفت : آتش آتش ! او را گفتند : چه حال پيش آمده است ترا ؟ گفت : زنى دارم كه اختيار كرده و برگزيده بر من دگرى را . سقراط گفت : همين بس است ترا كه ارادهء چيزى كرده‌اى كه ارادهء تو نيست . آن مرد گفت : به خداى آسمان « 199 » كه مرا از غم رهانيدى و فرح بخشيدى . 11 ، 295 - سقراط دخترى را كه چيزى مىخواند و سواد ياد مىگرفت ، گفت : زهر عقرب را [ 44 - الف ] زياده مىكند به زهر .

--> ( 195 ) - د : چون شيرى يا خرى . متن عربى 1 : 156 : المعز ( بز ) . ( 196 ) - د : + كه . ( 197 ) - د : كه دلها . ( 198 ) - اساس : گذرانيدند . ( 199 ) - د : آسمانها .