شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

146

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

عدالت ندارد شكى نيست كه ديگران را بر آن طريق نخواهد داشت . 11 ، 266 - و گفت : كسى كه به خوبى در ديگرى ننگرد ديگرى نيز به خوبى درو نخواهد نگريست . 11 ، 267 - و گفت : عاقل كسى است كه تقاضا كند نفس او چيزى را كه از براى ديگران دوست دارد نه اينكه تقاضا كند از ديگران چيزى را كه دوست مىدارد از براى نفس خود . 11 ، 268 - و گفت : كسى كه قرار دهد دوستى دنيا را با نفس خود پر مىسازد « 177 » دل خود را از سه چيز : فقرى كه توانگرى را نيابد « 178 » و آرزوئى كه منتهايش معلوم نباشد و شغلى كه فنايش دانسته نشود . 11 ، 269 - و گفت : كسى را كه ندانى كه سر ترا پوشيده خواهد داشت سرى به او در « 179 » ميان ميار . 11 ، 270 - و گفت : هرگاه در دنيا به غير از غمگينان كسى نيابيد « 180 » به همه حال تابع شويد غمگينى را كه غمش به جهت روز بازگشت باشد . 11 ، 271 - و گفت : من عاقل صاحب ادبار را اميدوارترم از جاهل با اقبال . 11 ، 272 - و گفت : هرگاه كه توانگرى و سامان و امكان بيشتر شود در انسان غالب مىشود ميل و شهوت . 11 ، 273 - پرسيدند از سقراط كه چرا آب دريا شور است ؟ گفت : شما بيان كنيد كه از آن به شما چه منفعت مىرسد تا من بيان كنم كه چرا شور است . 11 ، 274 - گفتند او را كه : به چه چيز و به چه عمل حكمت خود را بسيار

--> ( 177 ) - د : كسى كه الهام كند نفس خود را و قرار دهد دوستى دنيا را به آن پر مىسازد . ( 178 ) - اساس : توانگران را نبايد . ( 179 ) - د : سر با او در . ( 180 ) - د : نباشد .