شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
147
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
ساختى ؟ گفت همچو كسى « 181 » كه بر كنار دريا ايستاده باشد و نادان را بيند كه در ميان موجها يكديگر را مىاندازند « 182 » . 11 ، 275 - و گفت : دنيا ميراث پادشاهان است و پس ماندهء قرنهاى سابق و كاسههاى غمها و المها . 11 ، 276 - و گفت : آزادى خدمت خير كردن است ، و فرو رفتن در خير ، و به اندازهء خدمت خير آزادى دارد . و كسى كه به خير متوجه نيست ، و از آن غافل « 183 » ، آزاد نيست . 11 ، 277 - و گفت : اسراف مال مكنيد و منتظر و مترصد باشيد از انقلاب روزگار و حوادث ايام را از براى آن ، پس تو هستى از حقيقت كسانى كه گذشتهاند و در جاى كسى كه « 184 » فوت شده است نشستهاى ، و به سوى عنصرى كه ازو پيدا شدهاى مراجعت خواهى نمود . 11 ، 278 - و گفت : كسى كه ارادهء اتصال و يارى برادران داشته باشد ، اولا او را به خلاف ميل و خواهش او بايد آزمود ، تا شناخته شود صبر و شكيبائى او در مخالفت شهوت . پس اگر خلاف خواهش پيش او سهل و آسان نمود ، خوشا وقت « 185 » او و خوشا عيش برادران او ! و اگر از خواهش خود نتواند گذشت دورى و جدائى لايق و انسب است . 11 ، 279 - و گفت : پرمضرتتر از جهل ضررى نيست و بدى بدتر از زن « 186 » . 11 ، 280 - زنى را ديد كه آتش برداشته بود ، گفت : حامل و بردارنده بدتر از محمول و برداشته شده است . 11 ، 281 - نظر كرد به زنى سفيه كه در فراش افتاده بود و حركت نداشت ،
--> ( 181 ) - د : همچو كشتى گشتم . ( 182 ) - د : مىاندازد . ( 183 ) - د : و ازو غافل ( 184 ) - اساس وس : كسانى كه فوت . . . ( 185 ) - د : خوش وقت . ( 186 ) - اساس و س : « و بدى بدتر از زن » ندارد .