شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
136
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
11 ، 188 - و گفت : مرگ گيرنده و مواخذهكنندهء بندگان شهوت است . و مملوكان هوا و هوس ، از براى آنكه هر چند زندگى دير كشد معصيت و گناه او بيشتر مىگردد « 130 » ، و پراكنده و منتشر مىشود در عالم آوازهء خيانت او . 11 ، 189 - و گفت : كسى كه شرير است و بدكردار ، مرگ او باعث راحت و آسودگى عالميان است از بدى او . 11 ، 190 - و گفت : مرگ ستوده است در همه حال خوب را و بد را : اما خوب را ، به جهت آنكه مىرسد به چيزى كه پيش از خود فرستاده است از اعمال و افعال حسنه ، و ملاقات مىكند با نيكانى كه پيش ازو گذشتهاند ؛ و اما بد « 131 » را ، به جهت آنكه خلقى از بد او خلاص مىشوند ، و مىآسايند ، و كم مىشود معصيت و گناه او . 11 ، 191 - و گفت : مرگ بشارت است عاقل را و وعظ است جاهل را « 132 » . 11 ، 192 - و گفت « 133 » : سمند حيات در ميدان وسيع مردگان اهل دنيا جولان مىنمايد ، و دست كسى به عنان او نمىرسد « 134 » . 11 ، 193 - و گفت : كسى كه مظلوم و ناحق كشته شود اما نيست او را در آخر كار ، و كسى كه ظالم و ستمكار كشته شود سزاوار است كه از براى او غم خورند و اندوه برند ، به جهت بدى عاقبت كه او راست . 11 ، 194 - و گفت : چه قبيح و نارواست گريه ، بر كسى كه مظلوم كشته شده است ! و چه نيكوست گريه ، بر كسى كه ظالم كشته شده باشد ، به جهت آنكه مظلوم خوشحال مىشود به سبب آنچه برو وارد مىگردد ، و ظالم اندوه مىكشد به سبب بدى كه برو واقع مىشود .
--> ( 130 ) - اساس ، س و ت : گناه بيش مىگردد . ( 131 ) - د : اما بدان را . ( 132 ) - اساس ، س ، ت : عاقلان را . . . جاهلان را . ( 133 ) - د : « و گفت » ندارد . ( 134 ) - اساس ، س ، ت : مردگان جولان مىنمايد و گفت .