شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
111
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
فضايل نهگانه تمام مىشود و كامل به خوف الله تعالى و محبت او و مراقبت او . 11 ، 35 - و گفت : جمع كن به دوازده دوازده را ، يعنى به دوازده كه كسب مىكنند « 30 » خوبىها و بدىها را ، كسب كنيد فضايل را . و اين دوازده دو چشم است ، و دو گوش ، و دو سوراخ بينى ، و زبان ، و دو دست ، و دو پا ، و فرج . و نيز به دوازده ماه كسب كنيد اين انواع چيزهاى نيكو را كه كامل سازندهء انسانست ، در تدبير و شناخت درين عالم . 11 ، 36 - و گفت : بكاريد سياه را و بدرويد سفيد را ، يعنى گريه را بكاريد و خوشحالى و سرور را بدرويد . 11 ، 37 - و اهل زمان او هرگاه سؤال از عبادت و پرستش بتها مىنمودند ، منع و زجر مىفرمود از آن ، و امر مىكرد به عبادت خداى واحد صمد ، بارى نيكوكار ، خالق عالم ، حكيم قدوس ؛ نه عبادت سنگ تراشيده كه سخن نمىگويد ، و نمىشنود ، و شعور به هيچ چيز ندارد . 11 ، 38 - و تحريك مىكرد مردمان را بر نيكويى و كردار خير ، و امر مىكرد به معروف ، و نهى مىنمود از منكرات ، يعنى : بدىها و فواحش از روى تقيه از اهل زمان خود ، و نمىتوانست كه راى صواب را به صورت كمال ظاهر گرداند ، چه مىدانست كه ازو قبول نخواهند نمود . 11 ، 39 - چون رئيسان و بزرگان كاهنان فهميدند و دانستند مقصود او را از كارهاى او ، اينكه ارادهء آن دارد كه بتها را بر طرف گرداند ، و منع مردمان كند از عبادت و پرستش [ 34 - الف ] آنها ، گواهى و فتوى دادند به قتل او يازده كس از قاضيان اثينس ، و شربت زهر كه آن را قونيون گويند نوشانيدند او را . 11 ، 40 - چون قضات فتوى بر قتل او دادند واجب القتل ساختند ، پادشاه
--> ( 30 ) - د : دوازدهى كه كسب مىكند .