شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

112

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

را به غايت ناخوش آمد ، چاره نداشت . و مخالفت ايشان نمىتوانست نمود ، ناچار به سقراط گفت كه تو از براى خود هر قسم مرگى كه مىخواهى اختيار كن . سقراط اختيار زهر نمود . 11 ، 41 - و اينكه تأخير شد كشتن سقراط چند ماه بعد از آنكه فتوى به قتل او داده بودند ، سببش آن بود كه ايشان هر سال كشتى به بتخانهء افولون مىفرستادند ، و رسوم ايشان آن بود كه تا بازگشتن كشتى جانورى را بيجان نمىگردانيدند . اتفاقا درين وقت كه فتوى به قتل سقراط داده بودند ، و واجب شده بود كشتن او ، كشتى را « 31 » در راه عارضه‌اى از رهگذر باد پيش افتاد كه دير كشيد برگشتن او . و درين مدت كه سقراط در بند بود اصحاب و شاگردان او با او همان مخالطت و آمد شد مىنمودند . 11 ، 42 - روزى درآمدند به سقراط جماعتى ، شخصى از آن ميان كه اقريطون نام داشت ، گفت : فردا يا پس فردا كشتى مىآيد ، و ما سعى بسيار كرديم كه از جانب تو مالى به اين جماعت بدهيم ، و ترا پنهان « 32 » بگريزانيم به طرف شهر روميه « 33 » كه اينها را بر آنجا دستى و اقتدارى نيست . 11 ، 43 - سقراط گفت : شما مىدانيد كه جميع اشياى من به چهار صد درم نمىرسد . 11 ، 44 - اقريطون گفت : من نمىگويم كه اين مال را تو بده ، چه مىدانيم كه در وسع تو نيست ، ما مىدهيم ، و ما را وسعتى « 34 » هست كه اين مقدار بدهيم بلكه دو چندان اين و ازين « 35 » خدمت به غايت خوشحال مىشويم ، زيرا كه ترا دوست مىداريم ، و نمىخواهيم كه المى به تو رسد .

--> ( 31 ) - د : « را » ندارد . ( 32 ) - د : پنهانى . ( 33 ) - اساس : رومه . ( 34 ) - د : وسعى . ( 35 ) - د : چندان و بيشتر ازين .