شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

91

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

10 ، 69 - و گفت : چركن و آلوده مسازيد زبان خود را به دشنام ، و گوش خود را ضايع مكنيد به شنيدن آن . 10 ، 70 - و گفت : تدبيرات زندگانى خود را به مصلحت عقل سامان نمائيد ، كه خواب غافل به بدل « 52 » مرگست . 10 ، 71 - آزادى مردمان و رستگارى ايشان صورت نبندد ، و هرگاه كردار ناستوده عادت كرده باشد . 10 ، 72 - و گفت : سزاوار نيست مردمان را كه طلب كنند و به دست آرند گنبذهاى عالى ، و منازل خوب و مستحكم ، زيرا كه بعد از مرگ نامى ماند « 53 » چنانچه بود خودش ، و تصرف مىكند غير او در آن « 54 » ، پس بايد طلب كارخانه و منزلى بود كه نفع دهد بعد از آنكه جدا شده باشند از بدن و از تصرف در آن . 10 ، 73 - و گفت : از نيكويىهاى انسان آنكه اگر بر تخته نشسته باشد ، و توكلش بر خداى تعالى خوب باشد ، بهتر از آنست كه بر تختى از طلا متمكن « 55 » باشد ، و در توكل و اعتمادش به حق تعالى شك و شبهتى « 56 » باشد . 10 ، 74 - و گفت : هرگاه حكيمى مرتكب كار ناصواب شد ، سبب جمعيت جميع شرها مىشود . 10 ، 75 - و گفت : بايد كه حركت و مسافرت تو در نفس تو باشد ، نه در خيل و حشم تو كه بيرون تواند ، تا تجارت تو تجارت نفسى « 57 » باشد ، و فايدهء آن فايدهء علمى باشد « 58 » . 10 ، 76 - و گفت : نفوس خود را گرفتار اشكال مزخرف و كارهاى

--> ( 52 ) - متن 1 : 107 : فرقدة الغافل مجانسة للموت ( درست ترجمه نشده است ) ت : هدف ، د : صدف ، س و اساس : به بدن مرگ . ( 53 ) - متن : تبقى على حدود طباعها ، د : نمىماند . ( 54 ) - د : تصرف مكنيد غير او در آن . ( 55 ) - د : ممكن . ( 56 ) - د ، ت : سستى . ( 57 ) - اساس ، س و ت : « نفسى » ندارد . ( 58 ) - د ، ت : « باشد » ندارد .