شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

73

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

9 ، 2 - او اول كسى است كه جمع ميان معانى صفات « 5 » اللّه تعالى كرده و همه را راجع به يك معنى ساخته و مىگويد كه : نيست او را سبحانه و تعالى معانى متعدد « 6 » متميز از يكديگر كه هر يك از آنها مخصوص به نامى « 7 » باشند ، بلكه او يكى است فى الحقيقة من جميع الوجوه به خلاف موجودات ديگر . به درستى كه مجردات عاليه را كثرت و تعدد عارض مىشود يا به اجزاى ايشان و يا به معانى و [ يا ] نظاير ايشان « 8 » ؛ و ذات حضرت بارى تعالى مقدس و منزه است از همهء اينها . و به اين مذهب رفته است حضرت امير المؤمنين على كرم الله وجهه « 9 » و ابو الحسن بصرى و جماعتى از معتزله و بزرگان حكماء . 9 ، 3 - و از لطايف كلمات حكمت آيات آن حضرت آنكه در طلب حكمت « 10 » شرف است و مرتبهء او عالى و بلند است . آن كس را سزاوار است طلب حكمت كند كه ذهنش صافى و عقلش لطيف وافى و اندوهش از رهگذر اين عالم كم . ذات و حقيقت حكمت دلالت بر آن دارد كه در طلبش شرافت و فضيلت بسيارست زيرا كه عقل در طلب او منور به نور الهى مىشود و رغبت او به آن عالم بيشتر مىگردد ازين عالم « 11 » . 9 ، 4 - و گفت : هيچ كس قدرت شناخت نفس ندارد مگر كسى كه نفس او پاكيزه باشد و مستولى باشد بر قواى بدنى كه او مىشناسد كه نفس چه چيز است و چه حسن دارد ، به جهت آنكه روحانى است و مجسم نيست ، و مىشناسد كه جوهرى ازو شريفتر و گرامىتر نيست ، باقيست هميشه و مرگ بر او [ 23 - ب ] روا نيست « 12 » . اما ساير مردمان كه نفوس ايشان ناقص است گويا بدنى است كه اعضاى او را بريده‌اند ،

--> ( 5 ) - د : ميان صفات . ( 6 ) - د : تعالى متعدد . ( 7 ) - اساس وس : مخصوص نامى . ( 8 ) - د : با جزاى ايشان يا معانى و نظاير ، اساس و س : « ايشان » ندارد . ( 9 ) - د : عليه السلام . ( 10 ) - اساس و س : حكمت شرف . ( 11 ) - اينجا يك بند كم دارد ، در ترجمه درى ( ص 84 ) هم اين كاستى هست . ( 12 ) - اساس : و مرگ برادر اين است . متن عربى : دائم لا يموت .