شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

60

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

است كه حزم و تدبير را در جميع امور از دست نگذارى ، و ملاحظه نمائى از گريز ، چه در گريز همان احتمال كشته شدن باقيست با ارتكاب عيب و عار ، و جاسوسان [ 20 - الف ] را بسيار كن تا اخبار دشمنان « 71 » با تو باشد در همه وقت ، و ملاحظه كن از حيله كه ضرر آن به تو رسد . هر گاه امر كردى به چيزى ؛ بعد از آن ازو بپرس « 72 » و تحقيق كن و تقصير و تغافل روا مدار « 73 » ، كه مبادا نقصان هيبتى « 74 » لاحق و راجع به تو شود « 75 » . و هرگاه امر فرمائى ؛ به نوشتن حكمى ، ملاحظهء مال مكن « 76 » ، و اجراى آن حكم بكن ، و از اول تا آخر خود بخوان ، به جهت آنكه بر پادشاهان « 77 » حيله‌ها بسيار واقع مىشود ، و تو اول پادشاهى كه اهليت پادشاهت دارى ، و بر تست كه با كسى انس نگيرى و سر خود را با او در ميان نيارى ، بلكه خاصان و رعاياى تو بايد كه به تو انس گيرند . خواب تو بايد كه به قدر راحت جسم تو باشد ، و مشغول بساز نفس خود را « 78 » به فكر بهترين چيزها . و بايد كه جميع حكم‌هاى تو از روى جد باشد ، نه از روى هزل و سبكى و بازى . هرگاه كه قصد كردى و دل بر آن قرار دادى بكن ، و هرگاه قدرت پيدا كردى بر دشمن واگذار ، و هرگاه با دشمن ملاقات كردى بر حذر و ملاحظه باش و بر تست كه غافل نشوى از كيمياى بزرگ و سياست و نگاه داشت « 79 » اهل كيميا و دلهاى ايشان و مسامحه و جوانمردى با ايشان . و اين اهل كيميا رعايا و مزارعان‌اند . به درستى كه كيميا عمارت و آبادانى زمين است به زراعت و ساير روينده‌ها ، چه رعيت به اين آرام مىگيرد و لشكر به اين بسيار مىشود ، و خزانه به اين پر مىگردد ، و دولت « 80 » و پادشاهى به اين قرار مىيابد ، پس غافل مشو از حال چيزى كه اينش ثمره و اثر است .

--> ( 71 ) - د : دشمن تو . ( 72 ) - د : بعد از آن از آن بپرس . ( 73 ) - د : و تغافل منماى . ( 74 ) - د : نقصان كلى . ( 75 ) - د : به تو گردد . ( 76 ) - د : « مكن » ندارد . ( 77 ) - د : تا آخر حكم خود بخوان و به جهت آنكه بر پادشاه . ( 78 ) - و مشغول ساز نفس را . ( 79 ) - د : و صيانت و نگاه داشت . ( 80 ) - اساس ، س ، ت : دولت و اين .