شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

61

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و طريق تو در التزام رعايت اصحاب مراتب و مذاهب ، اينكه هر كس را به قدر علم و عقل تمكين و عزت دهى و شهرت دهى تعظيم و اكرام ايشان را ، تا رعايا بدانند حقوق اهل فضل را . و هر كه طلب علم كند او را گرامى دار ، و بشناس حق او را ، و افاضه كن و برسان برو احسان را ، تا همت او بيشتر گردد ، و رغبت او زياده شود ، و لطافت يابد عقل او ، و صافى شود ذهن او و كم گردد انديشهء او در كار دنياى او . و مفسدان را بعد از آنكه صحيح شود و جزم گردد « 81 » جرم ايشان زودتر به عقوبت برسان ، و كسى كه باعث قدح و شكست پادشاهى باشد گردنش را بزن ، و مشهورش ساز تا ديگران ملاحظه نمايند . و كسى كه دزدى كند دستش را ببر ، و كسى كه راهزنى كند بكش ، و از دارش بياويز ، تا شهرت يابد . و طريق تو با مردى كه با مثل خود فسق « 82 » كند ، اين است كه بسوزانى البته . و مردى كه با زنى زنا كند آن مرد را پنجاه دره بزن ، وزن را سنگسار « 83 » كن به صد عدد سنگ ، بعد از آن كه [ 20 - ب ] گواهان ثقهء اعتمادى گواهى دهند بران . و ملاحظه كن كه به سخن سخن چين اين كارها نكنى ، بلكه هرگاه صحيح شود سخن‌چينى او پيش تو ، اول او را به عقوبت برسان ، و تشهير ساز ، و دل خود را فارغ كن از فكرهاى محال . و بر تست كه از حال لشكرها « 84 » كه در شهرهاست غافل نشوى كه « 85 » مبادا در آن شهرها مظلومى باشد و تو ندانى و كسى كه استحقاق آن دارد كه او را به حال خود واگذارى ، احسان كن برو و بگذار ؛ و كسى كه استحقاق عقوبت دارد ، تعجيل كن به عقوبت او ؛ و كسى كه مستحق آنست كه وقت ديگر حال او معلوم گردد « 86 » به آن وقت انداز .

--> ( 81 ) - د : صحيح و جزم گردد . ( 82 ) - د : خودش فسق . ( 83 ) - س و اساس : بزن و سنگسار . ( 84 ) - ابن فاتك ( ص 4 ) : الحبوس ، در دو نسخه‌اى از متن : السجون ، در نسخهء ديگر آن : الجيوش ، مترجم هم « الجيوش » خوانده است . ولى بايد همان « الحبوس ، السجون » ( زندانها ) باشد . ( 85 ) - د : « كه » ندارد . ( 86 ) - د : شود ،