شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
51
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
و خنده و سبب گناه و عصيان . 6 ، 54 - و فرمود كه : هر كه فرو خورد خشم را ، و نگاه دارد زبان را ، و ببندد دهان را ، و پاك سازد نفس را ؛ به تحقيق كه حاصل كرده است جميع اسرار را « 41 » . 6 ، 55 - و فرمود كه : طالب حكمت را سزاوار « 42 » نيست كه تحصيل حكمت كند به جهت ثواب و منت بر ديگران بلكه بايد « 43 » مقصودش از كسب حكمت همان فضيلت حكمت باشد و رغبت طبيعت به آن . 6 ، 56 - و فرمود : هر گاه كه حكمت آلوده و مخلوط به غرضهاى فاسد نباشد ؛ آن معدن همان سعادتهاست ، و پيدا سازندهء همه آداب است ، و محوكننده و بر طرف نمايندهء همه شرهاست . 6 ، 57 - و فرمود كه : بهترين پادشاهان پادشاهيست كه در مملكت او بدان دلالت كنند مردم را به نيكى و بدترين پادشاهان آنكه نيكان دلالت كنند مردم را « 44 » به بدى . 6 ، 58 - و فرمود كه : دليل همت و كرم ذاتى طبيعى ، جوانمردى و عطاست در وقت بىچيزى و تنگدستى ، و دليل ورع و پرهيزكارى راستى است « 45 » هنگام خشم ؛ و دليل حلم ذاتى در گذشتن است وقت غضب . 6 ، 59 - و فرمود كه : سيرت دوستى اين تقاضا مىكند از كسى كه حلم و يارى و مددكارى و لطف در سخن نسبت به كسى ظاهر شده باشد و آن كس نيز به همين طريق به او پيش آيد . 6 ، 60 - و فرمود : كسى كه دوست دارد كه در وقت تنگدستى مدد يابد ، و عطا بيند ؛ بايد كه در وقت وسعت و توانگرى محتاجان را مدد كند .
--> ( 41 ) - متن 1 : 73 : فقد غلب الشركله ( نيز ابن فاتك 17 ) ، درى 72 : غالب شده است بر تمام شرور . ( 42 ) - د : لايق و سزاوار . ( 43 ) - اساس ، س و ت : « بايد » ندارد . ( 44 ) - اساس از « به نيكى » تا « به بدى » ندارد . ( 45 ) - د : « است » ندارد .