شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
13
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
در ميان اهل علم ، چه از ايشان ظاهر شد فنون حكمت از علم منطق و طبيعى و الهى و رياضى و سياست . و بزرگترين اين جماعت فلاسفه از روى قدر و منزلت پيش ايشان پنج تناند : انباذقلس ، فيثاغورس ، سقراط ، افلاطون ، ارسطاطاليس . گفتهاند كه انباذقلس به حسب زمان سابق بر ايشان بود و باقى به ترتيبى [ 5 - ب ] كه مذكور شد . 29 - اما « 38 » بلاد روم نزديك متصل است به بلاد يونان و زبان ايشان غير زبان اينها ، و زبان اهل روم را لطينيه مىخوانند و حد بلاد روم از جهت جنوب بحر روم است كه كشيده است تا شام ، و از جهت شمال بعضى ممالك روس و برغر و غيرهماست ، و از جهت مشرق نهايت بلاد يونان است ، و از جهت مغرب نهايت اندلس است تا بحر مغربى محيط كه معروف است به اقيانس . و اين مملكت روم سه قطعه است « 39 » : اول آن « لان » آيندهء از طرف مشرق « 40 » از نهايت بلاد يونان مىگذرد و بلاد المانيه ميان قطعه ميانين بلاد افرنسه « 41 » و قطعهء آخرين بلاد اندلس در اقصاى مغرب و طرف آبادانى ، و پايتخت اين مملكت شهر روم است . بانى آن روملش « 42 » است . و به او منسوب است اين بنا و بناى آن شهر پيش از حضرت مسيح به هفصد و پنجاه و چهار سال بود و هميشه ملك ايشان به حال خود بود ، تا آنكه غالب گشت بر ايشان اغطشطش ، كه اول ملوك قياصره است ، و مملكت يونان را اضافهء مملكت روم ساخت ، و گردانيد هر دو را مملكت روم . طول اين مملكت از مشرق تا مغرب نزديك به صد منزل است ، از نهايت بلاد ارمنيه ، يعنى نزديك به سيواس ، تا نهايت بلاد اندلس در مغرب ، و شهر روم پايتخت اين دو مملكت گشت ، تا آنكه نوبت سلطنت به قسطنطين رسيد ، او بنا كرد شهرى بر خليج موسوم به قسطنطنيه . و اهل روم بتپرست بودند
--> ( 38 ) - طبقات ، صاعد ، اندلسى صفحه 33 با تحريف . ( 39 ) - طبقات ، صاعد ، سبع قطع . ( 40 ) - متن عربى : اولها اللان جهة المشرق . . . ( 41 ) - نسخهها : بلاد اماثيه قطعهء مسائين بلاد افريقيه ، د : بلاد اماثيه قطعهء ميانين بلاد افريقيه . ( 42 ) - نسخهها : رومس ، د : روس .