شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

ديباچه 190

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

و از آنها خرده گرفته است . سرچشمهء كار او الآراء و الديانات حسن بن موسى نوبختى ( ص 9 و 10 و 71 و 153 و 155 ) و گفته‌هاى ابو سعيد حسن بن على بصرى حصرى ( 18 ) و ابو عيسى وراق ( 10 و 110 و 16 و 156 ) و احمد بن حسن مسمعى ( 9 و 18 و 19 و 20 و 99 ) و ابو معشر منجم ( 155 ) است . اين دفتر همدانى در اين بخش هم دكسوگرافى است و هم ستيهندگى . از تثبيت دلايل النبوة او هم ميتوان به بسيارى از نكات تاريخ فلسفه برخورد . اين را هم بگويم كه در نوشته‌هاى دانشمندان يونانى و ايرانى دو روش مىبينيم : 1 - نزديك ساختن انديشه‌هاى گوناگون و آشتى نهادن ميان آنها و يگانه پنداشتن آنها كه گويند در اسكندريه آغاز شده و فرفوريوس صورى دربارهء استادش پلوتينوس مىنويسد كه وى ميان رواقيان و مشائيان آشتى داده است . خود فرفوريوس هم دربارهء نزديك ساختن دو انديشهء افلاطون و ارسطو هفت دفتر نگاشته است . فارابى در الجمع ( ص 1030 ) مىنويسد كه « لامونيوس رسالة مفردة فى ذكر اقاويل الحكيمين فى اثبات الصانع » . ديگران هم به چنين كارى دست‌يازيده بودند مانند جالينوس كه در پيناكس ميگويد دفترى دربارهء هماهنگى انديشهء افلاطون و بقراط دارم . در نگارشهاى نوپلاتونيها انديشه‌هاى پلاتونى و ارسطاطاليس و پيتاگورسى و رواقى يك جا نشان داده مىشود . اين روش را سنكرتيسم « 66 » گويند . ( انديشهء فارابى ابراهيم مذكور 13 و 38 - ريوو 542 ) . به پيروى از آنان بود كه نخستين بار فارابى « الجمع بين الرأيين » ساخته و در سيزده مساله ميان ارسطو و افلاطون آشتى داده است . او « اتفاق آراء بقراط و افلاطون » و « التوسط بين ارسطو و

--> ( 66 ) - Syncretiome