شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 191
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
جالينوس » هم دارد . ( اشتاين شنايدر : فارابى 133 - مدكور همان جا - فهرست دانشگاه 3 : 90 ) . قفطى ( 164 ) و ابن ابى اصيبعه ( 1 : 322 ) از « مقالة ابن الخمار ابن سوار البغدادى فى الوفاق بين راى النصارى و الفلاسفة فى ثلث مقالات » ياد ميكنند ( همچنين شهرزورى 2 : 11 ) . ابن ابى اصيبعه ( 1 : 95 و 96 ) از « كتاب فى آراء بقراط و افلاطون عشر مقالات » ياد مىكند در اين كه آن دو يك انديشه دارند و دومى از نخستين گرفته و ارسطو هم در آنچه با آن دو خلاف ورزيده راه نادرست رفته است . مير داماد استرآبادى در « رسالة فى مذهب ارسطاطاليس » ( چاپ شده در كنار قبسات چاپ نخستين ص 149 - 157 ) همين روش را به كار برده و در آن از فارابى پيروى كرده و در پايان آن از ابن سينا و شهرستانى و ملل و نحل و نهاية الاقدام و مصارعة او ياد كرده است . آنچه كه خفرى و صدراى شيرازى از سخنان دانشمندان يونانى دربارهء حدوث از شهرستانى آوردهاند گونهاى از همين روش است . على قلى خان گرجى اصفهانى فرقان الرأيين و تبيان الحكمتين دارد دربارهء بيست و چهار مسالهء اختلافى ميان افلاطون و ارسطو و فارابى و ابن سينا و داماد ( مقالات و بررسىهاى الهيات تهران چاپ 1349 گفتار من ص 106 - ذريعه 1 : 308 و 2 : 514 و 7 : 154 و 16 : 174 - فهرست آستانهء قم 115 ) . مانند آنست كوششى كه در آشتى ميان عرفان و فلسفه شده است ، چنان كه در تمهيد القواعد تركهء اصفهانى مىخوانيم . همچنين است كوششى كه در آشنايى دستور زبان با عرفان كردهاند مانند نحو القلوب قشيرى نيشابورى ( ش 3 / 8633 دانشگاه - فيلمها 1 : 739 - فهرست زلهايم 88 ) و رسالهء