شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 138
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
الحكمة ميداند . 2 - از سخن طاش كبرىزاده درگذشتهء 962 در مفتاح السعادة و مصباح السيادة ( 1 : 235 و 217 ) برمىآيد كه او « صوان الحكمة » و « تاريخ الحكماء » صاعد را ديده است . 3 - چلبى در زير عنوان طبقات الحكماء از « صوان الحكم » و « صواب الحكمة » و همچنين از « صوان الحكمة » تاليف ابن صاعد ( ابى القاسم صاد بن احمد قرطبى ) و امام محمد شهرستانى درگذشتهء 548 و از « صواب الحكمة تاليف ابى جعفر بن بانويه ملك سجستان » ( بنقل از شهرزورى ) ياد نموده است ، ولى چنين چيزى من در آن ( 2 : 66 ) نديدم . 4 - اتمام التتمة مانند خريدة القصر و وشاح الدمية و درة الوشاح ( آينده 7 : 351 ) و المحمدون من الشعراء قفطى ( چاپ 1975 دمشق ) است . 5 - در صوان الحكمة ( ص 207 بند 106 ) و همچنين در ملل و نحل شهرستانى ( 190 ) كه هر دو بايد از ابن نديم ( 287 ) گرفته باشند ، آمده است كه بهمن پسر اسفنديار يا اردشير از مردم شهر ابقراطيس خواسته است كه او را براى درمانش نزد او بفرستند و آنان از اين كار سرباززدند . 6 - در صوان الحكمة ( ص 94 بند 160 ) از تاريخ [ احمد بن ] على بن يحيى نديم ابن المنجم تبرستانى آورده شده است . 7 - در همان جا ( ص 92 بند 14 ) از روى گفتار فرفوريوس ياد شده است از : سرگذشت تاليس در 123 بخت نصر در سال پيروزى دارا بر ايران در روزگار « ماخالاى » پيامبر در فلسطين و پيدا شدن ذيمقريطيس و انكساغورس در يونان در همين روزگار و پيدا شدن ذيمقراط و ابقراط در روزگار بهمن پسر اسفنديار كه همان اردشير باشد و روزگار دارا پسر اردشير كه يونانيان بيست و چهار حرف خط