شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 139
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
خودشان را شناختهاند . او در سرگذشت و سخن فرفوريوس ( ص 259 - 261 بند 218 ) يادى از تاريخ او نكرده است . 8 - در آنجا ( ص 99 بند 2 و ص 100 تا 110 ش 21 تا 26 و ص 276 ش 235 ) آمده است كه من به تاريخ يحيى نحوى گرايشى دارم ، چه او در كارش ژرفنگرى دارد و بسى رنج مىبرد . او چگونگى آغاز پزشكى را از آنجا ميآورد و باز از آن ياد مىكند و سرگذشت او را هم ميآورد . در آنجا ( ص 104 بند 23 ) آمده است كه من در اين دفتر نمىتوانم سرگذشت و رفتار همهء پزشكان را بياورم و اگر نه هزارها برگ مرا مىبايستى و ناگزيرم به كوتاهى بپردازم و آنچه ارزنده است بياورم . 9 - در آنجا ( ص 98 و 99 ش 19 و 20 ) از تاريخ الاطباء اسحاق بن حنين كه گفتار يحيى نحوى را در آن گذارده است آورده شده است . 10 - در مختصر صوان الحكمة ( ص 187 ش 243 ) آمده است كه من از بهاء الدين محمد طبرى از ابن هبل بغدادى ( 515 - 610 ) شاگرد ابو البركات بغدادى ( درگذشته 560 ) شنيدم . پيداست كه اين سخن از گزيننده است نه از سجستانى . سر السرور كه ياد كردهام از قاضى معين الدين ابن العلاء محمد بن بيان الحق محمود غزنوى نيشابورى است . چلبى در كشف الظنون زير عنوان طبقات الشعراء ( ش 7901 فلوگل ) و عنوان سر السرور ( ش 7133 ) از اين كتاب ياد نمود ( چاپ استانبول 2 : 24 و 93 ) و او بايد جز علاء الدين محمد بن محمود غزنوى ( قزوينى ) باشد كه چلبى از الرسالة العلائية فى المسائل الحسابية او ياد كرده است ( ش 6233 - 2 : 558 ) ياقوت در معجم الادباء ( چاپ مارگو ليوس