شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
مقدمه 14
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
به جاى جهانگير از جلال الدين اكبر نام برده مىشود تأييد مىكند ( حاشيهء 4 صفحهء 2 متن حاضر ) . در اين صورت مقدمهء نسخههاى ديگر از جمله نسخهء 85 - ب را بايد با رسم رايج زمانه توجيه كرد ؛ و آن اينكه مترجم كه كتاب را در روزگار اكبر شاه و به دستور او به فارسى برگردانيده است در دورهء بعدى و پس از پيوستن به جهانگير به نام او كرده باشد ، و مقدمهء خويش را به جاى نام جلال الدين اكبر شاه با نام نور الدين جهانگير زينت بخشيده باشد ! مقصود على تبريزى به هنگام ترجمهء كتاب جاى جاى نكتههايى از خويش در تفسير احاديث نبوى و توضيح اقوال حكما و داورى آراى آنان افزوده است كه نشان مىدهد آنچه نهاوندى از فضل و علم و بينش عارفانهء مقصود على باز گفته است سخنى گزافه نبوده است ، كه از جمله مىتوان به صفحات 6 ، 7 ، 8 ، 9 ، 10 ، 18 ، 33 ، 174 ، 175 و . . . مراجعه كرد . اين افزودهها نه تنها نشانههاى دست داشتن او در حكمت و فلسفه و علوم ديگر است بلكه ذوق عرفانى او را نيز نشان مىدهد . با آنكه ترجمهء مقصود على تبريزى در ساخت عبارت و جمله از متن عربى شهرزورى و منابع ديگر متأثر است ، و شايد اين مقدار تأثير به علت دشوارى ترجمه و رعايت امانت و دقت در كلام حكما بوده است ، از نظر زبان فارسى و ويژگيهاى آن در قرن دهم و يازدهم از نثرهاى روان و پاكيزهء اين روزگار به شمار مىآيد ؛ زيرا در اين دوره كه به نظر ناقدان سخن سنج ، پارسى آشفته است و فارسىگويان از هند تا عثمانى آشفته گوى ، زبان مقصود على تا حدود زياد از آن آشفتگيها بر كنار مانده است و اگر اين ترجمه آزادتر صورت مىگرفت شايد كار از گونهاى ديگر مىبود ، چنان كه در صفحات 150 ، 320 - 321 و 473 نمونههاى آن را مىتوان ديد . بارى ، اين ترجمه گوياى علم و فضل و توانايى مقصود على تبريزى در دو زبان تازى و درى است . بررسى اجمالى فهرست لغات و تركيبات و مقايسهء آن با آثار معاصران او تا حدودى ويژگيهاى زبان او را روشن مىگرداند . در نثر او جملههاى وصفى مانند « ملاحظهء كردار و اطوار مردم كرده او را به يارى و دوستى بگزينيد ، نظر بر گفتار او كرده اختيار مكنيد » ( 93 ) بر خلاف نثرهاى رايج اين دوره بسيار اندك است .