شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
ديباچه 116
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
نكتههايى آورد كه در ديگر دفترها ديده نمىشود . كلامرث « 29 » در ZDMG ( 40 : 189 - 233 و 612 - 638 و 41 : 415 - 442 و 42 : 1 - 44 ) اين بخش را گزارش روشنى به زبان آلمانى نوشته كه بىنگاه به آن نتوان آن را دريافت . يعقوبى در آن برخى از دفترهاى فلسفى و رياضى كه درست خوانده است فهرستى از بخشهاى آنها مىدهد كه بسيار باارزش است . او در بخش تاريخ هند از چند كتاب ياد مىكند كه يكى از آنها « كتاب طرقا فى علم حدود المنطق » است ( ص 94 ) و اين بايد همان « كتاب طرق » باشد كه ابن نديم نام برده و آن را جز « كتاب حدود منطق الهند » دانسته است ( ص 364 و 365 ، ترجمهء انگليسى 717 ) « طرق » يا « طرقا » همان « تركا » Tarka است كه در دينكرد ( 4 : 412 ) از آن ياد شده است . منطق كوچك « تركه سنگرها » را چاپ شده داريم ( گاهنامه 1310 ص 111 - ذريعه 3 : 296 ) من دربارهء التاريخ العباسى در نشر دانش گفتارى دارم . 13 - ابو محمد حسن بن موسى نوبختى ( زندهء پيش و پس از 310 ) كه برتر از مانندگان خود ، و سرآمد در كلام و فلسفه بوده است ، چندين نگارش دربارهء دانشهاى پيشينيان دارد . او كتابهاى فراوانى بدست مىآورده و چندين نسخه به خط خود نوشته است . گروهى از مترجمان كتب فلسفى مانند ابو عثمان دمشقى و اسحاق بن حنين و ثابت بن قره و ديگران نزدش گرد مىآمدند . اماميان و معتزليان هر دو او را از خود ميدانستند . او چندين رد و نقض فلسفى نگاشته و دربارهء گفتگو و همنشينى كه با ابو عبد الله بن مملك و ابو القاسم بلخى داشته است گزارش دارد . او از ستارهشناسان خرده گرفته و دربارهء سخن كسانى كه آسمان را زنده و گويا مىدانند دليلهايى از نگارشهاى ارسطو برگرفته و آن را تباه نشان داده است .
--> ( 29 ) - Klamroth