جواد بن شفيع ملكى تبريزى
81
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
زبانهاى محرقة القلوب « 1 » و توبه مىكرد و از جملهء حرفها كه در مناجات مىگفت ، عرض كرد : سبحان خالق النّور جرح الجبين و فنيت الدّموع و تناثرا الدّود من ركبتي و خطيئتي ألزم بي من جلدي . [ « منزّه و پاكى اى خدايى كه نور را آفريدى ، خداوندا ! پيشانى [ از طول سجده ] زخم شد و اشك ديدگان تمام گشت و سر زانوهايم كرم گذاشت و با اينحال ، خطايم گريبانم را گرفته كه سختتر از پوستى است كه به بدنم چسبيده باشد . » ] پس ندا آمد : يا داود ! آيا گرسنهاى طعامت بدهم ؟ آيا تشنهاى آبت بدهم ؟ آيا مظلوم شدهاى كمكت نمايم ؟ و از گناهش اسم برده نشد ! [ حضرت داود عليه السّلام ] صيحهاى كشيد و عرض كرد : گناهى را عرض مىكنم كه مرتكب شدم . پس ندا آمد : سرت را [ از سجده ] بردار كه بخشيدم تو را ؛ معذلك ، سر برنداشت تا حضرت جبرئيل عليه السّلام آمده سرش را برداشت و در بعضى روايات هست كه بعد از قبولى توبهاش هم به گناه خود نوحه مىكرد به درجهاى كه از سوز ندبه و نوحهاش مستمعين كثير هلاك مىشدند و خودش غش مىكرد و مىافتاد ! « 2 » [ زمينهسازى براى توبه ] و بالجملة ؛ يلزم أن يكون النّدم و التضرّع و الابتهال و البكاء في التّوبة كمّا و كيفا مناسبا لعظمة الذّنب و كثرته و الأولى أن يدعوا
--> ( 1 ) - سوزاننده دلها . ( 2 ) - « بحار الانوار » ، 14 / 28 .