جواد بن شفيع ملكى تبريزى

70

رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )

و توبة العامّ من الذّنوب . [ « توبه و رجوع از گناه و نافرمانى حقّ ، بندى است كه به‌وسيلهء آن ، مجرمان و گناهكاران نزديك مىشوند به رحمت الهى و مشمول لطف و عنايت ربّانى مىگردند و لا بدّ و ناچار است آدمى را از مواظبت و مداومت توبه در جميع حالات ؛ چرا كه از جملهء مقدّمات عفو و غفران الهى آن است كه بنده در هيچ حالى از حالات ، خود را از تقصير ، برى ندانسته همواره از هجوم جنود معاصى ، خود را به حصن حصين انابت و مأمن استغفار كشد و آتش خشم و سخط الهى را به قطرات اشك ندامت و اعتذار فرو نشاند . . . هرصنف از اصناف انسان را توبه‌اى است مخصوص به او كه صنف ديگر را آن نحو از توبه مناسب نيست . امّا توبهء پيغمبران [ و امامان عليهم السّلام ] از اضطراب نفس كه چون ايشان نهايت تقرّب به جناب احديّت دارند اگر به سبب ارتكاب مباحات و لوازم بشريّت ايشان را غفلتى و اضطرابى در نفس به هم رسيده باشد توبه و استغفار ايشان بازگشت از آن خواهد بود و تعبير به اضطراب خالى از لطف نيست ، يعنى از بس كه نفس نفيس ايشان متوجّهء جناب بارى تعالى است و لمحه‌اى از او غافل

--> - أنّه مصحّف . و « تكوين الخطرات » إخطار الأمور للتّفرقة بالبال و عدم اطمئنان القلب بذكر اللّه » . محدّث ارموى گويد : « نسبت تصحيف در معنى « تنفيس » نيز جارى است ؛ زيرا « تفريج همّ » - به جيم است - از « فرج » كه به معنى گشايش است ، نه به حاء حطّى از « فرح » و نشاط چنان‌كه واضح است و حاجت به استشهاد به كتب لغت و ادعيه و احاديث و اشعار عرب ندارد . فتفطّن . [ شرح فارسى « مصباح الشريعة » به كوشش علّامه ارموى ، ص 433 ] .