جواد بن شفيع ملكى تبريزى
71
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
نيست گويا تعلّق ايشان به جناب او - عزّ اسمه - از قبيل تعلّق ماهى است به آب و چنانكه جدا ماندن ماهى از آب موجب اضطراب ماهى است ، غافل شدن ايشان نيز از جناب او ، به سبب ارتكاب مباحات موجب اضطراب ايشان است . و توبهء اوليا و دوستان خدا به خاطر خطور بعضى از فكرها و ملوّث شدن ذهنهاست . و توبهء اصفيا و مؤمنان خالص از تفريح و نشاطهاست [ يا از نفسزدنهاست ] و توبهء خواصّ و اهل علم ، از مشغولىهاست به غير خدا . و توبهء عوام ، از گناهان است . » ] « 1 » و آن توبهاى كه براى عام لازم است همان است كه حضرت ولايتپناه صلّى اللّه عليه و إله براى آن در معنى استغفارش ، شش جزء قرار فرمودهاند : اوّل : ندم و پشيمانى ؛ و اين ندم ، علاج خيلى چيزهاست ؛ لا سيّما عوض و بدل ندم « عند الموت و بعد الموت » است كه به تصوّر نمىگنجد كه چه ندمى براى غير تائب در پيش است ؛ چون در اين دنيا انسان نمىتواند تصوّر نمايد كه اين مصيبتها ، چه سعادتها و چه بهجتها و چه نورها و چه سلطنتها را از او مبدّل به چه شقاوتها و زحمتها و ظلمتها و مقهوريّتها كرده است تا بتواند درجهء ندامت اخرويّه را در اين دنيا تصوّر نمايد ! دوّم : عزم بر ترك عود ابدا ؛ سوّم : اداى حقوق مخلوقين ؛
--> ( 1 ) - « ترجمه و شرح مصباح الشريعة » ، عبد الرزاق گيلانى ، ص 434 ، با مختصر تصرّف .