جواد بن شفيع ملكى تبريزى
43
رساله لقاء الله ( به ضميميه رساله لقاء الله امام خمينى ، رساله لقاءالله فيض كاشانى ، نامه عرفانى مؤلف به علامه كمپانى ) ( فارسى )
تو قرار مىدهم ! » ] و در دعاى كميل رحمه اللّه است كه : و هبنى يا إلهى و سيّدى و مولاى ! صبرت على عذابك فكيف أصبر على فراقك ؟ ! [ « اى خداى من ! و اى سرور و سالار من ! و اى مولاى من ! مرا چنان بپندار كه بتوانم بر عذابت شكيبا باشم ؛ پس چطور مىتوانم بر فراقت شكيبا باشم ؟ ! » ] و در مناجات شعبانيّه مىفرمايد : وهب لى قلبا يدنيه منك شوقه ، و لسانا يرفع إليك صدقه ، و نظرا يقرّبه إليك حقّه ؛ [ « و به من دلى عطا كن تا اشتياقش مرا به تو نزديك كند ! و زبانى كه صدقش به سوى تو بالا رود ! و نظرى كه حقّش را آن را به تو قريب نمايد . » ] و ايضا مىفرمايد : و ألحقنى بنور عزّك الأبهج فأكون لك عارفا و عن سواك منحرفا ؛ [ « و مرا ملحق كن به نور عزّتت كه بهجتآورترين مىباشد ؛ تا آنكه عارف تو گردم و از غير تو منصرف شوم . » ] و در دعاى ابو حمزهء ثمالى مىخوانى : و إنّك لا تحتجب عن خلقك إلّا يحجبهم الآمال السّيّئة دونك ؛ « 1 »
--> ( 1 ) - در كتاب « نفائس الفنون » ، ج 2 ، ص 56 تا 58 آورده است : « فصل ششم : در ظهور حجب انسانى بهواسطهء تعلّق او به بدن : قال النّبىّ صلّى اللّه عليه و إله : إنّ للّه تعالى سبعين ألف حجاب من نور و ظلمة . بدانكه چون روح انسانى را از قرب حضرت عزّت به عالم قالب و ظلمت تعلّق مىدادند ، بر هفتاد هزار عالم بگذرانيدند و از هرعالمى آنچه زبده و خلاصهء او بود با او همراه كردند ؛ تا چون به قالب پيوسته شد هفتاد هزار حجاب نورانى و ظلمانى -