الشيخ عباس القمي

81

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

روايت دوّم [ برخورد كريمانه امام حسين با دشنام دهنده به ايشان ] از « عصام بن المصطلق شامى » نقل شده كه گفت : وقتى داخل مدينهء معظّمه شدم ديدم حسين بن على عليه السّلام را ، پس به عجب آورد مرا روش نيكو و منظر پاكيزهء او ، پس حسد واداشت مرا كه ظاهر كنم آن بغض و عداوتى كه در سينه داشتم از پدر او . پس نزديك شدم گفت : توئى پسر ابو تراب ؟ معلوم باشد كه اهل شام از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام به « ابى تراب » تعبير مىكردند و گمان مىكردند كه به اين اسم ، تنقيص آن‌جناب مىكنند و حال آن‌كه هروقت « ابو تراب » مىگفتند گويا حلى « 1 » و حلل « 2 » به آن حضرت مىپوشانيدند بالجمله « عصام » گفت : گفتم : به امام حسين عليه السّلام تويى پسر ابو تراب ؟ ! فرمود : بلى . فبالغت فى شتمه و شتم ابيه يعنى هرچه توانستم دشنام به آن حضرت و پدرش گفتم ! فنظر الىّ نظرة عاطف رؤوف ، پس نظرى از روى عطوفت و مهربانى بر من كرد و فرمود : اعوذ باللّه من الشّيطان الرّجيم ، بسم اللّه الرّحمن الرّحيم ، خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ - الى قوله تعالى - ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ « 3 » و اين آيات اشارت است به مكارم اخلاق كه حق‌تعالى پيغمبرش را به آن تأديب فرمود ؛ از جمله آن‌كه به ميسور از اخلاق مردم اكتفا كند و متوقّع زيادتر نباشد و بدى را به بدى مكافات ندهد ، و از نادانان روى گرداند ، و در مقام وسوسهء شيطان پناه به خدا گيرد ثمّ قال خفّض عليك استغفر اللّه لى و لك ( يعنى ) پس فرمود به من آهسته كن و سبك و آسان كن كار را بر خود ، طلب آمرزش كن از خدا براى من و براى خود ؛ همانا اگر تو طلب يارى كنى از ما ، تو را يارى كنيم ، و اگر طلب عطا كنى تو را عطا كنيم ، و اگر طلب ارشاد كنى تو را ارشاد كنيم . « عصام » گفت : من از جسارتهاى خود پشيمان شدم . آن حضرت به فراست يافت پشيمانى مرا . فرمود : لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ « 4 » و اين آيهء شريفه

--> ( 1 ) - زيورها ، زينتها . ( 2 ) - جامه‌هاى نو . ( 3 ) - سورهء 7 آيهء 199 - 202 . ( 4 ) - سورهء 12 آيهء 92 .