الشيخ عباس القمي

80

منازل الآخرة والمطالب الفاخرة ( سرنوشت انسان هنگام مرگ و بعد از آن ) ( فارسى )

هستم ؛ پس فرمود : آيا قصاص كنم از تو اى اعرابى ؟ گفت : نه . حضرت فرمود : چرا ؟ گفت : زيرا كه شيوه و خلق تو آن است كه بدى را به بدى مكافات نكنى . حضرت خنديد و امر فرمود كه بر يك شتر او جو بار كردند و بر شتر ديگرش خرما ، و به او مرحمت فرمود . « 1 » مؤلف گويد : كه ذكر من اين روايت را در اين مقام به جهت تبرّك و تيّمن است نه براى بيان حسن خلق حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يا ائمّهء هدى عليهم السّلام ، زيرا كه شخصى را كه حق تعالى در قرآن كريم به « خلق عظيم » ياد فرمايد و علماى فريقين در سيرت و خصال حميده‌اش كتابها نوشته باشند و عشرى « 2 » از اعشار آن را احصاء ننموده باشند ، ديگر چيز نوشتن من در اين باب سماجت « 3 » است . و لقد اجاد من قال : محمّد سيّد الكونين و الثّقلين * و الفريقين من عرب و من عجم فاق النّبيين فى خلق و فى خلق * و لم يدانوه فى علم و لا كرم و كلّهم من رسول اللّه ملتمس * غرفا من البحر او رشفا من الدّيم و هو الّذى تمّ معناه و صورته * ثمّ اصطفاه حبيبا بارء النّسم منزّه عن شريك فى محاسنه * فجوهر الحسن فيه غير منقسم فمبلغ العلم فيه انّه بشر * و انّه خير خلق اللّه كلّهم « 4 »

--> ( 1 ) - سفينة البحار ج 1 ص 412 مادّهء خلق ، طبقات الكبرى 1 / 458 . ( 2 ) - 10 / 1 ( 3 ) - زشتى و بىشرمى . ( 4 ) - سفينة البحار ج 1 ص 411 ماده « خلق » ، اين اشعار را « بو صيرى » سروده و در كتاب عذر تقصير به پيشگاه محمّد و قرآن ص 82 به شعر ترجمه شده است : او از همه و خشوران در خلق به و در خو * در علم و كرم او را هرگز نرسند ايشان هريك ز رسول اللّه خواهند كه بربخشد * يك مشت ز آب بحر يا قطره‌اى از باران صف بسته به پيش وى ، هردسته به جاى خويش * چون نقطه و چون شكله در دانش و در برهان پس اوست كه كامل كرد هم‌معنى و صورت را * و آنگاه حبيبش خواند آن خالق انس و جان همتا نبود او را در حسن خدادادش * پس آيتى از وحدت در گوهر حسنش خوان